تاریخچه ی میکرو پروسسور

تاریخچه ی میکرو پرسوسور و کاربرد BIOSوکاربرد میکروپرسسوردر کامپیوتر,کاربرد میکروپروسسوردرانواع کارتهای هوشمند ,بخشهای مختلف میکروکنترلر ,عیب میکروکنترلر,تفاوت میکروپروسسور و میکروکنترلر

تاریخچه ی میکرو پرسوسور و کاربرد
مقدمه:
تغییر سیستم‌های مکانیکی و برقی به سیستم‌های الکترونیکی در بیشتر تکنولوژی‌های عمده، سیستم‌های الکترونیکی جایگزین بخش‌های مکانیکی شده و از آن پیش افتاده‌اند. سیستم تلفن در اصل مجموعه‌ای از اجزای مکانیکی (یعنی سیستم شماره‌گیر) بود که در آن حرکت فیزیکی به علائم الکتریکی تبدیل می‌شد. با وجود این، امروزه تلفن تماماً الکترونیکی است ؛ امروزه چاپ الکترونیکی شده است. تلویزیون، کامپیوتر و بسیاری از ابزارهای دیگر نیز که در زندگی روزمره از آن استفاده می‌کنیم همین گونه‌اند. سیستم‌های الکترونیکی مسلماً یک سره بر تکنولوژی فکری متکی هستند زیرا محاسبات ریاضی و نوشتن نرم‌افزار و برنامه‌ها کارکرد آنها را ممکن می‌گرداند.

یکی از برجسته‌ترین تغییرات، کوچک شدن وسایلی است که هادی برق هستند یا تکانه‌های برقی را منتقل می‌کنند. وسایل اولیه مانند لامپ‌های خلاء که در رادیوهای قدیمی دیده می‌شود حدود 5 تا 10 سانتی‌متر ارتفاع داشتند. اختراع ترانزیستور تغییری شگرف را به دنبال داشت: توانایی تولید وسایل میکروالکترونیک با صدها کارکرد از جمله کنترل، تنظیم، هدایت و حافظه که میکروپرسسورها به اجرا درمی‌آورند. در آغاز هر تراشه 4 کیلو بایت حافظه داشت که بعدها به 8، 16، 32، 64 کیلو بایت افزایش یافت و امروزه سازندگان میکروپروسسور تراشه‌هایی تولید می‌کنند که ظرفیت ذخیره‌سازی آنها چندین مگابایت یا حتی گیگا (میلیارد) بایت است.
امروزه یک تراشه‌ی ریز سیلیکنی(میکروپروسسور) حاوی مدارهای الکترونیکی دارای صدها هزار ترانزیستور و همه‌ی اتصالات لازم و بهای آن فقط چند دلار است. مداربندی روی این تراشه می‌تواند خود میکروکامپیوتری باشد با ظرفیت پردازش ورودی / خروجی و حافظه‌ی دستیابی تصادفی و... .
ادامه نوشته

ضبط ساده مکالمات تلفنی

ضبط ساده مکالمات تلفنی

مداري كه در اختيار داريد بسيار ساده و در حجم بسيار كوچك عرضه شده و قادر است مكالمات تلفني را براي ضبط ، به ضبط صوت منتقل نمايد . اين وسيله در اصل رابطي است بين خط تلفن و ورودي ميكروفون ضبط صوت . بصورتي كه ورودي مدار كه با عبارت TEL  مشخص شده توسط دو رشته سيم ( بطور موازي ) به دو سيم خط تلفن متصل ميشود و خروجي مدار نيز كه با عبارت   M مشخص شده ، توسط دو رشته سيم به جَك ميكروفون ضبط صوت متصل ميشود . جَك ميكروفون ضبط صوت ها معمولاً با عبارت  MIC  و در كنار يا پشت ضبط صوت وجود دارد . البته براي اتصال محل   M مدار به ضبط صوت نياز به يك فيش ، متناسب با جك ميكروفون ضبط صوت شما ميباشد .

 ( معمولاً از نوع فيش نري مونو و با سايز متوسط است )

مونتاژ و ساخت مدار الكترونيكي اين كيت بسيار ساده است و مطابق جدول  زير قطعات در مكانهايشان نصب ميشوند.

پس از مونتاژ قطعات ، مطابق دستور بالا ، كيت بين خط تلفن و ورودي ميكروفون ضبط صوت قرار گيرد . در ارتباطات از سيم كواكسيال و حتي المقدور كوتاه استفاده شود . پس از نصب دستگاه به تلفن و ضبط صوت ، يك مكالمه تلفني برقرار نموده و همزمان يك نوار خالي در ضبط صوت گذاشته و كليد RECORD  آن را فشار دهيد تا مكالمات را بر روي نوار ضبط كند

چنانچه صداي ضبط شده از كيفيت خوبي برخوردار نبود ، جاي دو سيمي كه از مدار به جك ميكروفون ضبط رفته را عوض كنيد چون ممكن است سيم مغزي صدا به ورودي شاسي ميكروفون متصل شده باشد . البته بر روي فيبر محل اتصال سيم مغزي ( سيم كواكسيل ) با علامت ستاره مشخص شده است . البته به هر صورت صداي طرف مقابل اندكي ضعيف تر ضبط ميشود و اين بدليل قدرت بيشتر صدا در اين طرف مكالمه ميباشد كه ميكروفونش به دستگاه نزديك تر است.

 

R1

مقاومت 22  كيلو اُهم ( قرمز – قرمز – نارنجي )

R2

مقاومت 470  اُهم ( زرد – بنفش – قهوه اي )

C

سه عدد خازن عدسي حدود 3/3  نانوفاراد يا مشابه

نظر سازنده را به اين نكته جلب ميكنيم كه هرگز نبايد اين مدار بسيار ساده را با تجهيزات پيشرفته ( مثلاً انواعي كه در استوديوهاي حرفه اي مورد استفاده قرار ميگيرد ) ، مقايسه نمود.

مجدد روش استفاده بصورت ساده تر بيان مي شود :

1 – نقاط  TEL  توسط دو رشته سيم و بكمك يك دوشاخه ، به پريز تلفن متصل شود .

2 – نقاط  M  توسط دو رشته سيم و بكمك يك فيش نري ( مناسب با جك MIC ضبط صوت شما ) به محل فيش  MIC  ضبط صوت متصل شوند . در اين قسمت توجه شود كه سيم مغزي فيش نري ، بر روي فيبر به محلي كه با علامت ستاره مشخص شده متصل شود .

3 – يك نوار خالي در ضبط صوت گذاشته و مدار را به خط تلفن و ضبط متصل كنيد .

4 – يك مكالمه تلفني برقرار كرده و همزمان توسط كليد RECORD ، مكالمات را بر روي نوار ضبط كنيد .

منبع: http://hamedrahimi.blogfa.com/post-13.aspx

سیستم های دیجیتـال

آخرین آپ درسی در سال ۱۳۸۷

---------------------------------------------------------------

سیستم های دیجیتــال

سیستم های دیجیتال در زندگی روزانه بشر نقش برجسته ای دارند و به همین دلیل دوره تکنو لوژی فعلی را عصر دیجیتال می خوانند. سیستم های دیجیتال در مخابرات – تجارت- کنترل ترافیک- هدایت سفینه های فضایی – اعمال جراحی – هوا شناسی - اینترنت و بسیاری از دیگر زمینه های تجاری صنعتی و علمی به کار می روند. ما از تلفن های دیجیتال- تلویزیون های دیجیتال و... استفاده می کنیم. مهمترین خاصیت یک کامپیوتر دیجیتال همگانی بودن آن است. کامپیوتر می تواند رشتهای از دستورات به نام بر نامه را که روی داده های مفروض عمل می کنند دنبال نماید. کاربر می تواند برنامه یا داده خود را طبق نیاز انتخاب و اجرا کند. به علت این انعطاف کامپیو تر های همه منظوره دیجیتال می توانند عملیات پردازش اطلاعات را در محدوده وسیعی از کاربردها انجام دهند.

یکی از ویژگی های سیستم دیجیتال توانمندی آنها در دستکاری عناصر گسسته اطلاعاتیست. هر مجمو عه ای که به تعداد متناهی از عناصر محدود باشد اطلاعات گسسته را داراست. مثال هایی از عناصر گسسته عبارتند از 10 رقم دهدهی- 26 حروف الفبا- 52 ورق بازی- 64 مربع باری شطرنج.

کامپیوتر های دیجیتال اولیه برای محاسبات عددی به کار می رفتند. در ابین حال عناصر گسسته به کار رفته ارقام بودند. نام دیجیتال یا رقمی از این مفهوم حاصل شده است. عناصر گسسته اطلاعاتی در یک سیستم دیجیتال با کمیت های فیریکی به نام سیگنال نشان داده می شوند. رایج ترین سیگنال های الکتریکی عبارتند از ولتاژ و جریان. وسایل الکتریکی به نام ترانزیستور در مداراتی که این سیگنال ها را پیاده سازی می کنند به طور چشمگیری به کار میروند.

سیگنال ها در بسیاری از سیستم های دیجیتال الکترونیک امروزی تنها دو مقدار را دارا هستند و بنابر این گو.ییم دودویی اند. یک رقم دودویی که بیت خوانده می شوددو مقدار دارد0 و 1 . عناصر گسسته اطلاعاتی با گروهی از بیت ها به نام کد های دودویی نمایش داده می شوند. مثلا ارقام دهدهی 0 تا9 در سیستم هعداد دیجیتال با کد چهار بیتی نمایش داده می شوند. با به کار گیری تکنیک های مختلف گرو هایی از بیت ها برای نمایش سمبل های گسسته تعریف می شوند و سپس در توسعه یک سیستم در قالب دیجیتال مورد استفاده قرار می گیرد. در نتیجه یک سیستم دیجیتال سیستمی ست که عناصر گسسته اطلاعاتی به شکل دودویی را ر درون دستکاری می کند.

کمیت های اطلاعاتی یا ذاتا گسسته اند و یا از نمونه برداری (کوانیزه کردن) فرایند های پیوسته حاصل می شوند. به عنوان مثال یک لیست حقوق ذاتا یک فرایند یا رویداد گسسته بوده و حاوی نام کارمند- حقوق هفتگی- مالیات- و... است. پرداختی به یک کارمند با استفاده از مقادیر داده گسسته ملنند حروف الفبا- ارقام- و نماد ها یا سمبل های خاص پردازش می گردد. از طرف دیگر یک محقق ممکن است یک پدیده را به صورت پیوسته مشاهده کند. ولی فقط مقادیر خاصی را به صورت جدول ثبت نماید. بنابر این فرد محقق داده پیوسته را نمونه برداری می نماید ولی هر کمیت در جدول را از عنلصر گسسته می سازد. در بسیاری از حالات نمونه برداری از یک فرایند به طور خودکار به وسیله دستگاهی به نام مولد آنالوگ به دیجیتال انجام می شود.

بهترین مثال از یک سیستم دیجیتال کامپیوتر دیجیتال همه منظوره است. بخش های اصلی یک کامپیوتر عبارتند از واحو حافظه- واحد پردازش مرکزی و واحد های 
ورودی /خروجی، واحد حافظه برنامه ها و ورودی های وارده خارج شونده و میانی را ذخیره می کند. واحد پردازش مرکزی اعمال محاسباتی و دیگر عملیات روی داده ها را بر حسب آنچه در برنامه مشخص شده انجام می دهد. داده ها و بر نامه هایی که به وسیله کاربر آماده شده اند به وسیله عناصر ورودی مانند صفحه کلید به حافظه انتقال می یابد. یک وسیله خروجی مثل چاپگر نتایج حاصل از محاسبات رات دریافت کرده و به کاربر ارائه می دهد. یک امپیو تر دیجیتال می تواند به چندین وسیله ورودی و خروجی وصل ود. یکی از وسایل مفید واحد ح مخابره است که تبادل داده را از طیق اینترنت با دیگر کاربان بر قرار می سازد. یک کامپیو تر دیجینال دستگاهی توانمند است که نه تنها می تواند محاسبات ریاضی را انجام دهد بلکه قادر است اعمال منطقی را نیز انجام نماید. به علاوه می تواند جهت تصمیم گیری بر اساس شرایط داخلی یا خارجی بر نامه ریزی شود.

برای استفاده از مدادات دیجیتال در تولیدات تجاری دلایل اساسی و جود دارد. همچنین کامپیو تر های دیجیتال دستگاههایی قابل برنامه ریزی اند. . با تعویض بر نامه در وسیله بر نامه پذیر سخت افزار یگانه ای قابل استفاده در کار برد های متفاوت خواهد بود. کاهش قیمت شدید در وسایل دیجیتال به دلیل پیشرفت در تکنو لوژی مدار های مجتمع دیجیتال مرتبا روی می دهد. با افزایش تعداد ترانزیستور ها در یک قطعه سیلسکان توابع پیچیده تری قابل پیاده سازی شده قیمت هر واحد کاهش یافته و قیمت هر دستگاه دیجیتال نیز روز به روز کاهش می یابد.

دستگاه های دیجیتال با مدار های مجتمع می توانند با سرعتی تا صد میلیون عدد در ثانیه را انجام دهند. می توان با استفتده از کد های اصلاح خطا عملکرد سیستم های دیجیتال را به شدت اطمینان بخش نمود. به امید آن روز!!

رلـــه چیست؟

سلام بر دوستان عزیزم

شرمنده دوستان که چند روزی نتونستم در خدمتتون باشم. به غیر از این

آپ یک آپ  درسی دیگری هم است که در روزهای پایانی سال ۱۳۸۷ اونو

در خروجی سایت می گذارم.

امیدوارم که همیشه موفق وپیروز باشیـد.

------------------------------------------------------------------

رلـــــه چیسـت؟

حفاظت تجهيزات و دستگاه هاي سيستم قدرت در مقابل عيوب و اتصاليها ، به

وسيله كليد قدرت انجام مي گيرد قبل از اينكه كليد قدرت بتواند باز شود ، سيم


پيچي عمل كنندة آن بايد تغذيه شود اين تغذيه به وسيله رله هاي حفاظتي انجام

مي پذيرد . رله به دستگاهي گفته مي شود كه در اثر تغيير كميت الكتريكي مانند

ولت و جريان و يا كميت فيزيكي مثل درجه حرارت و حركت روغن ( در رله

بوخهولس ) تحريك شده و باعث به كار افتادن دستگاههاي ديگر و نهايتاً قطع مدار

به وسيله كليد قدرت ( در سيستم توليد و انتقال و توزيع ) يا دژنكتور مي گردد.

ادامه نوشته

مدارهای ترتیبی

مدارهای ترتیبی

laj.jpg

مدارهای ترتیبی:
بلوک دیاگرام یک مدار ترتیبی در شکل نشان داده شده است ، این مدار شامل یک مدار ترکیبی است که عناصر حافظه برای تشکیل یک مسیر فیدبک به آن متصل شده اند . عناصر حافظه قطعاتی هستند که می توانند اطلاعات دودویی را در خود ذخیره نمایند .این اطلاعات در هر زمان مفروض در آنها مشخص کننده ی حالت مدار است. مدار ترتیبی ، اطلاعات دودویی را از ورودی ها دریافت می کند و این ورودی ها به همراه حالت عناصر حافظه ، یک مقدار دودویی را درپایه های خروجی مشخص می نمایند. آنها هم چنین مشخص می کنند که در چه وضعیتی عناصرحافظه تغییر حالت می دهند . بلوک دیاگرام مربوطه نشان میدهد که خروجی های یک مدار ترتیبی نه تنها تابعی از ورودی های مدار بلکه تابعی از حالت عناصر حافظه نیز می باشند . همچنین حالت بعدی عناصر حافظه نیز تابعی از ورودی ها و حالت قعلی آنها ست بنابر این یک مدار ترتیبی بوسیله ی ترتیب زمانی ورودی ها و حالت داخلی اش مشخص می گردد. Download file

مدارهای ترتیبی از نظر مسائل زمانی سیگنال هایشان به دو نوع اساسی سنکرون و آسنکرون طبقه بندی می شوند.
یک مدار ترتیبی سنکرون ، سیستمی است که از روی سیگنالهایش در فواصل گسسته ی زمانی میتوان عملکردش را تعیین نمود و در مقابل ، عملکرد یک مدار ترتیبی آسنکرون به ترتیب تغییر سیگنالهای ورودی آن که می توانند در هر لحظه از زمان روی مدار تأثیر بگذارند وابسته است.

عناصر حافظه ای که بطور معمول در مدارهای ترتیبی آسنکرون بکار می روند قطعات تأخیر زمانی هستند . قابلیت حافظه ی یک قطعه ی تأخیر زمانی ناشی از این حقیقت است که این قطعه به زمان محدودی برای انتشار در داخل خود نیاز دارد . تأخیر انتشار داخلی یک گیت منطقی در عمل برای ایجاد تأخیرمورد نیاز کافی است ، بنابراین نیازی به واحدهای فیزیکی تأخیر زمانی وجود ندارد.

در سیستم های آسنکرون از نوع گیت ، عناصر حافظه ی شکل مورد نظر از گیت هایی تشکیل شده اند که تأخیرانتشارشان حافظه ی مورد نظر را بوجود می آورد . بنابراین یک مدار ترتیبی آسنکرون را می توان بصورت یک مدار ترکیبی که دارای فیدبک می باشد در نظر گرفت . بدلیل وجود فیدبک در میان گیت های منطقی ، یک مدار ترتیبی آسنکرون می تواند در لحظاتی از زمان ناپایدار باشد که مسئله ناپایداری مشکلات بسیاری به طراح تحمیل می نماید.
با توجه به تعریف یک سیستم ترتیبی سنکرون ، این سیستم می بایست سیگنال هایی را بکار گیرد که فقط در لحظات گسسته ی زمانی روی حافظه اش اثر می گذارند یک روش برای رسیدن به این هدف ، استفاده از پالس هایی با تداوم محدود در سیستم است بطوری که بیانگر 1 منطقی و پالس دیگر ( یا نبود پالس ) نشان دهنده ی 0منطقی باشد . مشکل استفاده از چنین پالسهایی این است که هر دو پالسی که از منابع مستقل به ورودی های یک گیت می رسند ، تأخیرشان در داخل آن گیت قابل پیش بینی نخواهد بود که بتدریج از هم جدا شده و نهایتأ عملیات غیرقابل اعتمادی را نتیجه خواهند داد.

سیستم های ترتیبی سنکرون عملأ برای پالسهای دودویی از نوسان کننده های ثابتی مانند سطوح ولتاژ استفاده می کنند . همزمانی این پالس ها با استفاده از قطعات زمانی ، که تولید کننده اصلی پالس ساعت نام دارند ، انجام می شود که این قطعات دنباله ای پریودیک از پالسهای ساعت را تولید می کنند . نحوه ی توزیع پالسهای ساعت در سیستم بگونه ای است که عناصر حافظه فقط به هنگام رسیدن یکی از پالسها تحریک می شود . در عمل پالسهای ساعت به همراه پالسهایی که تغییر لازمه را در عناصر حافظه ایجاد می کنند به گیت های AND اعمال می شوند . بنابر این گیت های AND فقط در زمان رسیدن پالسهای ساعت می توانندسیگنال ها را انتقال دهند . مدار های ترتیبی سنکرونی که از پالسهای ساعت در ورودی های عناصر حافظه ی خود استفاده می کنند مدارهای ترتیبی با پالس ساعت نامیده می شوند که کاربرد بسیار وسیعی دارند و غالبأ با آنها مواجه می شویم . آنها مشکل ناپایداری در نگهداری اطلاعات را ندارند و مسائل زمانی شان بسادگی قابل تقسیم به بخشهای گسسته ی مستقل است که هر کدام از این قسمت ها بطور جداگانه در نظر گرفته می شوند .

عناصرحافظه ای که در مدارهای ترتیبی با پالس ساعت بکار می روند فلیپ فلاپ نامیده می شوند . فلیپ فلاپ ها سلولهای دودویی هستند که قادر به ذخیره ی یک بیت از اطلاعات می باشند . مدار یک فلیپ فلاپ دارای دو خروجی است ، یک برای مقدارطبیعی بیت ذخیره شده در آن و دیگری برای متمم آن .

مخابرات دیجیتال و آنالوگ

 مخابرات دیجیتال و آنالوگ

چرا از مخابرات دیجیتال استفاده می شود؟

در هر نوع سیستم مخابره اطلاعاتی وجود برخی از عوامل غیر قابل کنترل باعث ایجاد نویز در محیط می شود. منابع نویز شامل نویز محیط و نویز گیرنده می باشند. در یک سیستم مخابراتی گسترده که از چندین تکرار کننده که هر کدام شامل فرستنده و گیرنده های زیادی می باشند در هر مرحله نویز محیط و گیرنده به سیگنال اصلی اضافه می شود . حتی در بهترین گیرنده و کانال مخابراتی نویز به سیگنال اصلی اضافه می شود.

در یک سیستم مخابراتی آنالوگ هر گز نمی توان نویز را از سیگنال اصلی جدا کرد و بهترین سیستم مخابراتی نه تنها نویز را از بین نمی برد بلکه نویز اضافه می کند و تنها میتوان از سیستم های low noise استفاده کرد. در حالی که این برتری برای سیستم های مخابرات دیجیتال نسبت به آنالو گ وجود دارد که می توان در شرایط مناسب نویز را به طور کامل از سیگنال اصلی جدا کرد و سیگنال اصلی را در گیرنده بازسازی کرد.

در مخابرات آنالوگ تنها به وسیله فیلترهای میان گذر می توان نویز هایی را که خارج از باند قرار دارد جدا کرد ولی نمی توان نویزی که در باند سیگنال اصلی وجود دارد جدا کرد اما در ارسال دیجیتال اگر به وسیله یک مقایسه کننده سیگنال دریافتی را با یک vref که برابر v/2 می باشد مقایسه کنیم سیگنال اولیه به دست می آید.

اگر دو سیستم ارسال آنالوگ و دیجیتال را مقایسه کنیم به سه مورد بایستی اشاره کرد:

1- یکی از برتری های عمده مخابرات دیجیتال نسبت به آنالوگ بازسازی سیگنال مخابرات دیجیتال است.

2- برای انتقال چندین کانا تلویزیونی از روش های مالتی پلکس استفاده می شود. در در مخابرات آنالوگ از روش های fdm و در مخابرات دیجیتال از رو ش های tdm استفاده می شود . مدارات مالتی پلکس FDM پر حجم و احتیاج به فیلتر های متعدد و دقیقی جهت جدا کردن کانال ها از هم می باشد و نمی توان مدارات مجتمع IC آنالوگ با تراکم زیاد ساخت. این مدارات احتیاج به خازن- سلف و فیلتر های مکانیکی بسیاری دارند که نمی توان آنها را به صورت IC در آورد. ولی مدارات مجتمع مربوط به مخابرات دیجیتال را می توان با تراکم بسیار ساخت و از میکرو پرو سسور ها و کامپیوتذر می توان در مخابرات دیجیتال استفاده کرد که باعث افزایش سر عت ارسال و کاهش حجم می شود.

3- فرق دیگر مخابرات دیجیتال و آنالوگ در پهنای باندی است که احتیاج دارند. در سیستم های آنالوگ برای ارسال یک کانال تلفنی فقط به 4 کیلو هرتز پهنای باند احتیاج است ولی در مخابرات دیجیتال پهنای باند زیادی اشغال میشود. . مثلا در مدلاسیون bpsk برای ارسال یک کانال تلفنی 6 کیلو هرتز پهنای باند است.

شاید این را به حساب ضعف مخابرات دیجیتال بتوان گذاشت ولی با استفاده از مدلاسیون های پیشرفته بعدا برای ارسال یک کانال تلفنی 64 QAM فقط احتیاج به 2 کیلو هرتز پهنای باند است. این کمتر از حالت آنالوگ است!!

انواع خـازن ها

 خـازن

خازنهاي قطب دار :

الف - خازن هاي الكتروليت

در خازنهاي الكتروليت قطب مثبت و منفي بر روي بدنه آنها مشخص شده و بر اساس قطب ها در مدارات مورد استفاده قرار مي گيرند . دو نوع طراحي براي شكل اين خازن ها وجود دارد . يكي شكل اَكسيل كه در اين نوع پايه هاي يكي در طرف راست و ديگري در طرف چپ قرار دارد و ديگري راديال كه در اين نوع هر دو پايه خازن در يك طرف آن قرار دارد . در شكل نمونه اي از خازن اكسيل و راديال نشان داده شده است .

در خازن هاي الكتروليت ظرفيت آنها بصورت يك عدد بر روي بدنه شان نوشته شده است . همچنين ولتاژ تحمل خازن ها نيز بر روي بدنه آنها نوشته شده و هنگام انتخاب يك خازن بايد اين ولتاژ مد نظر قرار گيرد . اين خازن ها آسيبي نمي بينند مگر اينكه با هويه داغ شوند .

ب - خازن هاي تانتاليوم

خازن هاي تانتاليم هم از نوع قطب دار هستند و مانند خازنهاي الكتروليت معمولاً ولتاژ كمي دارند . اين خازن ها معمولاً در سايز هاي كوچك و البته گران تهيه مي شوند و بنابراين يك ظرفيت بالا را  در سايزي كوچك را ارائه مي دهند .

در خازنهاي تانتاليوم جديد ، ولتاژ و ظرفيت بر روي بدنه آنها نوشته شده ولي در انواع قديمي از يك نوار رنگي استفاده مي شود كه مثلا دو خط دارد ( براي دو رقم ) و يك نقطه رنگي براي تعداد صفرها وجود دارد كه ظرفيت بر حست ميكروفاراد را مشخص مي كنند . براي دو رقم اول كدهاي استاندارد رنگي استفاده مي شود ولي براي تعداد صفرها و محل رنگي ، رنگ خاكستري به معني × 0.01  و رنگ سفيد به معني × 0.1  است . نوار رنگي سوم نزديك به انتها ، ولتاژ را مشخص مي كند بطوري كه  اگر اين خط زرد باشد 3/6 ولت ، مشكي 10 ولت ، سبز 16 ولت ، آبي 20 ولت ، خاكستري 25 ولت و سفيد 30 ولت را نشان مي دهد .

براي مثال رنگهاي آبي - خاكستري و نقطه سياه به معني 68 ميكروفاراد است .

آبي - خاكستري و نقطه سفيد  به معني 8/6 ميكروفاراد است .

خازنهاي بدون قطب :

خازن هاي بدون قطب معمولا خازنهاي با ظرفيت كم هستند و ميتوان آنها را از هر طرف در مدارات مورد استفاده قرار داد . اين خازنها در برابر گرما تحمل بيشتري دارند و در ولتاژهاي بالاتر مثلا 50 ولت ، 250 ولت و ... عرضه مي شوند .

پيدا كردن ظرفيت اين خازنها كمي مشكل است چون انواع زيادي از اين نوع خازنها وجود دارد و سيستم هاي كد گذاري مختلفي براي آنها وجود دارد . در بسياري از خازن ها با ظرفيت كم ، ظرفيت بر روي خازن نوشته شده ولي هيچ واحد يا مضربي براي آن چاپ نشده و براي دانستن واحد بايد به دانش خودتان رجوع كنيد . براي مثال بر 1/0  به معني 0.1µF يا 100 نانوفاراد است . گاهي اوقات بر روي اين خازنها چنين نوشته مي شود  ( 4n7  ) به معني 7/4 نانوفاراد . در خازن هاي كوچك چنانچه نوشتن بر روي آنها مشكل باشد از شماره هاي كد دار بر روي خازن ها استفاده مي شود . در اين موارد عدد اول و دوم را نوشته و سپس به تعداد عدد سوم در مقابل آن صفر قرار دهيد تا ظرفيت بر حسب پيكوفاراد بدست ايد . بطور مثال اگر بر روي خازني عدد  102 چاپ شده باشد ، ظرفيت برابر خواهد بود با 1000 پيكوفاراد يا 1 نانوفاراد .

كد رنگي خازن ها :

در خازن هاي پليستر براي سالهاي زيادي  از كدهاي رنگي بر روي بدنه آنها استفاده مي شد . در اين كد ها سه رنگ اول ظرفيت را نشان مي دهند و رنگ چهارم تولرانس ا نشان مي دهد .

براي مثال قهوه اي - مشكي - نارنجي به معني 10000 پيكوفاراد يا 10 نانوفاراد است .

خازن هاي پليستر امروزه به وفور در مدارات الكترونيك مورد استفاده قرار مي گيرند . اين خازنها در برابر حرارت زياد معيوب مي شوند و بنابراين هنگام لحيمكاري بايد به اين نكته توجه داشت .

كد رنگي خازنها

رنگ

شماره

سياه

0

قهوه اي

1

قرمز

2

نارنجي

3

زرد

4

سبز

5

آبي

6

بنفش

7

خاكستري

8

سفيد

9

                            

خازن ها با هر ظرفيتي وجود ندارند . بطور مثال خازن هاي 22 ميكروفاراد يا 47 ميكروفاراد وجود دارند ولي خازن هاي 25 ميكروفاراد يا 117 ميكروفاراد وجود ندارند .

دليل اينكار چنين است :

فرض كنيم بخواهيم خازن ها را با اختلاف ظرفيت ده تا ده تا بسازيم . مثلاً 10 و 20 و 30 و . . . به همين ترتيب . در ابتدا خوب بنظر مي رسد ولي وقتي كه به ظرفيت مثلاً 1000 برسيم چه رخ مي دهد ؟

مثلاً 1000 و 1010 و 1020 و . . . كه در اينصورت اختلاف بين خازن 1000 ميكروفاراد با 1010 ميكروفاراد بسيار كم است و فرقي با هم ندارند پس اين مسئله معقول بنظر نمي رسد .

براي ساختن يك رنج محسوس از ارزش خازن ها ، ميتوان براي اندازه ظرفيت از مضارب استاندارد 10 استفاده نمود . مثلاً 7/4 - 47 - 470 و . . .  و يا  2/2 - 220 - 2200 و . . .

خازن هاي متغير : 

در مدارات تيونينگ راديوئي از اين خازن ها استفاده مي شود و به همين دليل به اين خازنها گاهي خازن تيونينگ هم اطلاق مي شود . ظرفيت اين خازن ها خيلي كم و در حدود 100 تا 500 پيكوفاراد است و بدليل ظرفيت پائين در مدارات تايمينگ مورد استفاده قرار نمي گيرند .

در مدارات تايمينگ از خازن هاي ثابت استفاده مي شود و اگر نياز باشد دوره تناوب را تغيير دهيم ، اين عمل بكمك مقاومت انجام مي شود

خازن هاي تريمر :

 خازن هاي تريمر خازن هاي متغيير كوچك و با ظرفيت بسيار پائين هستند . ظرفيت اين خازن ها از حدود  1  تا 100 پيكوفاراد ماست و بيشتر در تيونرهاي مدارات با فركانس بالا مورد استفاده قرار مي گيرند .

آشنايي با CPU (ريزپردازنده يا ميكرو پروسسور)

آشنایی با CPU

تاريخچه ريزپردازنده: 
ريزپردازنده پتانسيل هاي لازم براي انجام محاسبات و عمليات مورد نظر يك رايانه را فراهم مي سازد. در واقع ريزپردازنده از لحاظ فيزيكي يك تراشه است. اولين ريزپردازنده در سال ۱۹۷۱ با نام Intel ۴۰۰۴ به بازار عرضه شد. اين ريزپردازنده قدرت زيادي نداشت و تنها قادر به انجام عمليات جمع و تفريق ۴ بيتي بود. تنها نكته مثبت اين پردازنده استفاده از يك تراشه بود، زيرا تا قبل از آن از چندين تراشه براي توليد رايانه استفاده مي شد. اولين نوع ريزپردازنده كه بر روي كامپيوتر خانگي نصب شد. ۸۰۸۰ بود. اين پردازنده ۸ بيتي بود و بر روي يك تراشه قرار داشت و در سال ۱۹۷۴ به بازار عرضه گرديد. پس از آن پردازنده اي كه تحول عظيمي در دنياي رايانه بوجود آورد ۸۰۸۸ بود. اين پردازنده در سال ۱۹۷۹ توسط شركت IBM طراحي و در سال ۱۹۸۲ عرضه گرديد. بدين صورت توليد ريزپردازنده ها توسط شركت هاي توليدكننده به سرعت رشد يافت و به مدل هاي ۸۰۲۸۶، ۸۰۳۸۶، ۸۰۴۸۶، پنتيوم ۲، پنتيوم ۳، پنتيوم ۴ منتهي شد.
اين پردازنده ها توسط شركت intel و ساير شركت ها طراحي و به بازار عرضه شد. طبيعتاً پنتيوم هاي ۴ جديد در مقايسه با پردازنده ۸۰۸۸ بسيار قوي تر مي باشند زيرا كه از نظر سرعت به ميزان ۵۰۰۰ بار عمليات را سريعتر انجام مي دهند. جديدترين پردازنده ها اگر چه سريعتر هستند گران تر هم مي باشند. كارآيي رايانه ها بوسيله پردازنده آن شناخته مي شود. ولي اين كيفيت فقط سرعت پروسسور را نشان مي دهد نه كارآيي كل رايانه را. به طور مثال اگر يك رايانه در حال اجراي چند نرم افزار حجيم و سنگين است و پروسسور پنتيوم ۴ آن ۲۴۰۰ كيگاهرتز است، ممكن است اطلاعات را خيلي سريع پردازش كند. اما اين سرعت بستگي به هاردديسك نيز دارد. يعني اين كه پروسسور جهت انتقال اطلاعات زمان زيادي را در انتظار مي گذراند.
پروسسورهاي امروزي ساخت شركت Intel، پنتيوم ۴ و سلرون هستند. پروسسورها با سرعت هاي مختلفي برحسب گيگاهرتز (معادل يك ميليارد هرتز با يك ميليارد سيكل در ثانيه است) براي پنتيوم ۴ از ۴/۱ گيگاهرتز تا ۵۳/۲ متغير است و براي پروسسور سرعت از ۸۵/۰ گيگاهرتز تا ۸/۱ گيگاهرتز است. يك سلرون همه كارهايي را كه يك پنتيوم ۴ انجام مي دهد را مي تواند انجام دهد اما نه به آن سرعت.
پردازنده دو عمل مهم انجام مي دهد:
۱- كنترل تمام محاسبات و عمليات
۲- كنترل قسمت هاي مختلف
پردازنده در رايانه هاي شخصي به شكل يك قطعه نسبتاً تخت و كوچك به اندازه ۸ يا ۱۰ سانتي متر مربع كه نوعي ماده، مانند پلاستيك يا سراميك روي آن را پوشانده است تشكيل شده در واقع فرآيند بوجود آمدن اين مغز الكترونيكي به اين گونه مي باشد كه از سيليكان به علت خصوصيات خاصي كه دارد جهت ايجاد تراشه استفاده مي شود. بدين گونه كه آن را به صورت ورقه هاي بسيار نازك و ظريف برش مي دهند و اين تراشه ها را در درون مخلوطي از گاز حرارت مي دهند تا گازها با آنها تركيب شوند و بدين صورت طبق اين فرآيند شيميايي سيليكان كه از جنس ماسه مي باشد به فلز و بلور تبديل مي شود كه امكان ضبط و پردازش اطلاعات را در بردارد. اين قطعه كار ميليونها ترانزيستور را انجام مي دهد.
پردازنده وظايف اصلي زير را براي رايانه انجام مي دهد:
۱- دريافت داده ها از دستگاه هاي ورودي
۲- انجام عمليات و محاسبات و كنترل و نظارت بر آنها
۳- ارسال نتايج عمليات با دستگاه هاي خروجي
پردازنده مانند قلب رايانه است و از طريق كابلهاي موجود با واحدهاي ديگر مرتبط مي شوند.
در واقع از نظر فني عملكرد پردازنده با دو ويژگي تعيين مي شود:
۱- طول كليد- تعداد بيت هايي كه يك پردازنده در هر لحظه پردازش مي كند و طول اين كلمات معمولاً ۴ و ۸ و ۱۶ و ۳۲ و يا ۶۴ بيتي مي باشد.
۲- تعداد ضربان الكترونيكي كه در يك ثانيه توليد شده است و با واحد مگاهرتز سنجيده مي شود.
محل قرارگيري پردازنده ها بر روي مادربرد مي باشد. بنابراين بايستي هماهنگي لازم بين مادربرد و پردازنده وجود داشته باشد. اين هماهنگي باعث بالا رفتن عمليات رايانه مي شود. در غير اين صورت نتيجه خوبي بدست نمي آيد.
نكته: بر روي پردازنده حروف و ارقامي ديده مي شود كه در واقع نشان دهنده شماره سريال ها ،سرعت، ولتاژ، مدل، نسل و نام سازنده آن مي باشد. با توجه به نوع دستورالعمل ها يك ريزپردازنده با استفاده از واحد منطبق و حساب خود (ALU) قادر به انجام عمليات محاسباتي مانند جمع و تفريق و ضرب و تقسيم است. البته پردازنده هاي جديد اختصاصي براي انجام عمليات مربوط به اعداد اعشاري نيز مي باشند. ريزپردازنده قادر به انتقال داده ها از يك محل حافظه به محل ديگر مي باشند و مي توانند تصميم گيري نمايند و از يك محل به محل ديگر پرش داشته باشد تا دستورالعمل هاي مربوط به تصميم اتخاذ شده را انجام دهد.

خانواده مدارهاي مجتمع ديجيتال

سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیزم

بعد از چند هفته ای که مطلبی راجع به الکترونیک روی خروجی نگذاشتم دیگه

تصمیمم بر این شد که آپ درسی انجام بدم. امیدوارم که این آپ به درد دانشجویان

و علاقه مندان به رشته الکترونیک بخوره.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ok.jpg

خانواده مدارهاي مجتمع ديجيتال:
مدارهاي ديجيتال بلااستثناء با آي سي ها ساخته مي شوند . گيت هاي آي سي ديجيتال نه تنها بر اساس عمل منطقي شان بلكه با توجه به خانواده اي از مدارهاي منطقي كه به آنها تعلق دارند نيز دسته بندي مي شوند .

هر خانواده منطقي داراي مدار الكترونيكي پايه مختص به خود بوده و ساير توابع و مدارات پيچيده ديجيتال با استفاده از آنها ساخته مي شوند. مدار پايه در هر خانواده ، گيت NAND يا NOR است . قطعات الكترونيك به كار رفته در ساختمان مدارات پايه معمولأ جهت نام گذاري خانواده منطقي بكار مي روند . انواع متفاوتي از خانواده هاي آيسي هاي ديجيتال در بازار موجودند كه مشهورترين آنها در زير ليست شده اند:

Trar sistor-transistor logic : TTL
ECL : Emitter-coupled logic
MOS : Metal-oxide semiconductor
CMOS : Complementary metal-oxide semiconductor

TTL كه امروزه متداول ترين خانواده مي باشد بطور گسترده اي در توليد انواع توابع ديجيتال بكار گرفته شده است .

ECL در سيستم هاييكه نياز به سرعت بالا دارند بكار مي روند.

MOS و IIL در مدارهايي كه مستلزم چگالي قطعه بالايي هستند و CMOS در مواقعي كه توان مصرفي سيستم پايين باشد مورد استفاده مي شود .

چون ساخت ترانزيستور در خانواده MOS و IIL داراي چگالي بالايي است لذا اين دو خانواده اغلب در توابع LSI بكار مي روند . سه خانواده ديگر ،TTL ،ECL ، CMOSداراي قطعات LSI بوده و همچنين تعداد زيادي از قطعات MSIو SSI نيز از آنها استفاده مي شوند. قطعات SSI عبارتند از تعداد قليلي گيت ها يا مدارات فليپ فلاپ در يك بسته آي سي .

محدوديت در تعداد مدارهاي قطعات SSI در حقيقت تعداد پايه هاي بسته بندي است . مثلأ يك بسته چهارده پايه تنها مي تواند چهار گيت دو ورودي را در خود جاي دهد زيرا هر گيت نياز به سه پايه دارد كه دو تاي آنها متعلق به ورودي و سومي متعلق به خروجي است . جمع اين پايه ها براي چهار گيت دوازده خواهد بود . و دو پايه باقي مانده ، مورد نياز تغذيه مدار مي باشند .

آي سي هاي TTL معمولأ با سري شماره هاي 5400 و 7400 شناخته مي شوند . نوع اول محدوده گرمايي گسترده تري در عمل دارند و براي صنايع نظامي مناسبند ، و گروه دوم داراي محدوده گرمايي كمتري بوده ودر صنعت بكار مي روند . سري 7400 بدان معني است كه بسته بندي ها با اعداد 7400 ،4701 و 7402 شماره گذاري مي شوند . برخي از سازندگان ، TTL ها را با شماره هاي متفاوت ديگري مانند سري 9000 و 8000 در دسترس قرار مي دهند .

اينورترها

اینورتـرها

بحثي كه هميشه در الكترونيك صنعتي مطرح بوده و هست تبديل يك ولتاژ dc به يك ولتاژ ac است. به سيستمي كه اين تبديل را براي ما انجام مي دهد اينورتر گفته مي‌شود. اينورترها داراي رنج وسيعي از كاربردهاي مختلف هستند كه تعدادي از انها را ذكر مي كنيم:

Image

- يك خط ولتاژ AC: خيلي از مواقع دسترسي به يك منبع dc مثل باتري وجود دارد. ولي يك خط ولتاژ AC مورد نياز است مثل اتومبيل
2- منابع تغذيه بدون وقفه
(UPS): در انواع مختلف UPS ها جهت تبديل توان باتري ها به يك توان AC به اينورترها نياز داريم.
3- كوره هاي القايي:اينورترها جهت تبديل يك توان
AC با فركانس پائين به يك توان AC با فركانس بالا مورد استفاده قرار مي گيرند. اين ولتاژ فركانس بالا در كوره هاي القايي مورد استفاده دارد. به اين ترتيب كه ابتدا توان AC را به DC يكسو كرده و سپس توسط اينورتر به توان AC فركانس بالا تبديل مي‌كنند.
4- در سيستم انتقال توان
HVDC: در اين سيستم انتقال توان الكتريكي ، ابتدا توان AC به DC تبديل مي‌شود. اين توان DC با ولتاژ بسيار بالا به وسيله خطوط انتقال به مقصد مي رسد. در محل گيرنده، اين توان DC دوباره به مقدار AC تبديل مي‌شود.
5- درايورهاي فركانس متغير: يك درايو فركانس متغير، سرعت عملكرد يك موتور
AC را به كمك كنترل كردن ولتاژو فركانس به صورت همزمان تنظيم مي‌كند.
6- استفاده در پنلهاي خورشيدي: پنلهاي خورشيدي داراي خروجي
DC هستند كه با استفاده از اينورترها اين توان تبديل به AC مي‌شود.
انواع اينورترها از نظر فاز و شكل موج خروجي: اينورترها از نظر فاز تبديل به دو نوع عمده تك فاز و سه فاز تقسيم بندي مي‌شوند همچنين از نظرشكل موج خروجيشان به چهار نوع زير تقسيم مي‌شوند.1- خروجي به شكل موج مربعي
2- خروجي به شكل سينوسي اصلاح شده (معمولي)
3- خروجي به شكل سينوسي اصلاح شده (پله اي)
4- خروجي به شکل سينوسي خالص
شكلهاي زير دو نوع سينوسي اصلاح شده را نشان مي دهند.

Image

مقدمه اي بر طراحي اينورترها: در اين قسمت يك سري از مطالب پايه مربوط به طراحي اينورترها را بيان مي كنيم. اگر شكل زير بلوك دياگرام يك اينورتر باشد.

Image

چنانچه از تلفات اينورتر صرفنظر كنيم وتوان ورودي را با خروجي برابر بگيريم رابطه زير را خواهيم داشت.
Pin=Vin×Iin=Pout=Vo×Io
پس اگر يك ولتاژ خروجي 220 ولت با توان 400 وات نياز داشته باشيم بايد بدانيم كه در ورودي يك ولتاژ مثلاً 12 ولت با جريان 34 آمپر نياز داريم. بايد توجه داشت كه اگر ولتاژ ورودي
dc با باتري تامين مي‌شود باتري تا چه مدت كارايي خواهد داشت. مورد دوم بازدهي يك اينورتر است كه عبارت است از نسبت توان خروجي به توان ورودي بر حسب درصد كه در اينورترهاي با طراحي خوب نزديك 90% است. بازده بيشتر به مواردي چون تعداد المانهاي سوئيچ كننده ، نوع المانهاي سوئيچ كننده، روش سوئيچ كردن (مثلاً pwm يا spwm) مرغوبيت ترانسها و سيم پيچهاي به كار رفتند و نوع فيلترهاي مورد استفاده در اينورتر بستگي دارد.
مورد ديگر شكل موج خروجي يك اينورتر است. همانطور كه مي دانيم يك شكل موج مربعي پريوديك داراي يك سري هارموني است. مانند شكل زير هارمونيكهاي فرعي (داراي رتبه) داراي دامنه كمتر و فركانس بيشتري هستند و يكي از هارمونيكها كه به نام اصلي يا پايه خوانده مي‌شود داراي فركانسي برابر فركانس شكل موج مربعي است.

Image

جهت آناليز فوريه اين شكل موج مقداري به نام THD تعريف مي‌شود كه برابر است با:

Image

مسلم است كه هر چه مقدار THD كمتر باشد كيفيت شكل موج خروجي اينورتر بيشتر است.
جهت بهبود كيفيت شكل موج خروجي اينورتر مي‌توان از فيلترها استفاده كرد و در واقع هارمونيك اصلي را از ميان ديگر هارمونيكها جدا نمود.
ساده ترين مداري كه مي‌توان براي يك اينورتر فرض كرد شكل زير است.

Image

با تغيير وضعيت سوئيچ پالسهایي در اوليه ايجاد مي‌شود كه پس از تقويت در ثانويه ترانس نمايان مي‌شوند. مي‌توان به جاي سوئيچ از دو ترانزيستور يا IGBT استفاده كرد و به وسيله يك مدار پالس دهنده (مثل مدار بي استابل 555) آنها را به ترتيب پالس دهي كرد.
به اين دليل اينكه در اين روش دامنه هارمونيكهاي فرعي نزديك به دامنه هارمونيك اصلي است مقدار
THD افزايش يافته و كيفيت شكل موج خروجي كاهش مي يابد.

نیروگاههای گازی

نیروگاههای گازی

نيروگاه هاي گازي


نيروگاه هاي گازي ، كاربردهاي ويژه اي دارند.

نيروگاه گازي به نيروگاهي مي گويند كه برمبناي سيكل گاز( سيكل برايتون) كارمي كند ؛وازسيكل هاي حرارتي مي باشد، يعني سيال عامل كار يك گاز است.(عامل انتقال وتبديل انرژي گازي است ، مثلا هوا) 

در نيروگاه هاي بخار عامل انتقال« بخارمايع» مي باشد.

  نيروگاه گازي داراي توربين گازي است ،يعني با سيكل برايتون كارمي كند.ساختمان آن درمجموع ساده است :

1-   كمپرسور: وظيفه فشردن كردن هوا .

2-   اتاق احتراق: وظيفه سوزاندن سوخت در محفظه

3-   توربين :  وظيفه گرداندن ژنراتور

لطفا به ادامه مطلب بروید:

ادامه نوشته

آمپلی فایر 18وات بسیار ساده

آمپلی فایر 18وات بسیار ساده - بدون نیاز به پری آمپلی فایر

آمپلی فایر 18 وات بسیار ساده


آمپلی فایر با کیفیت عالی بدون نیاز به پری آمپلی فایر:
مداری که در این بخش معرفی می شود یکی از ساده ترین مدارات آمپلی فایر می باشد که از قدرت و کیفیت مناسبی نیز برخوردار است. این آمپلی فایر که با بلندگوی 8 اهمی 18 وات قدرت دارد ، می تواند بدون نیاز به پری آمپلی فایر هم به خوبی کار کند.از کاربردهای اساسی این تقویت کننده ، تقویت صدای دستگاههای کوچک پخش صدا مانند CD , MP3 player  ها می باشد. برای مشاهده سایر توضیحات و لیست قطعات ادامه مطلب را مطالعه نمایید. ...

برای گرفتن 18 وات خروجی از این مدار تنها 150 میلی ولت در وردی نیاز دارید. فرکانس کاری این مدار بین 30 هرتز تا 20 کیلو هرتز می باشد. که محدوده شنوایی را به طور کامل پوشش خواهد داد.

 

چند نکته مهم :
این مدار را می توانید به طور مستقیم به خروجی دستگاههای صوتی از قبیل پخش سی دی ، نوار کاست و رادیو متصل نمایید.
دقت کنید که ولتاژ تغذیه از 23 ولت بیشتر نشود.
ترانزیستورهای Q3 , Q4  به حرارت گیر ( Heat sink ) مناسب نیاز دارند.
دیود D1  باید با ترانزیستور Q1 ارتباط حرارتی داشته باشد.
قرار دادن R8  در مدار اختیاری است. در صورتی که آن را در مدار قرار قرار دادید مدار را توسط این مقاومت متغیر به گونه ای تنظیم کنید که در زمان نداشتن سیگنال ورودی جریانی بین 20 تا 30 میلی آمپر مصرف کند.
دقت کنید که خط زمین مناسب بر روی برد ، تاثیر فراوانی در کیفیت مدار و حذف صدای هوم دارد همچنین خط زمین مدار وردی و خروجی را حتماً جداگانه به خط زمین منبع تغذیه متصل کنید.
شما می توانید برای تغذیه مدار از منبع تغذیه پیشنهادی زیر استفاده کنید.

لیست قطعات آمپلی فایر :

 

P1_____________22K   Log.Potentiometer  (Dual-gang  for  stereo)

R1______________1K   1/4W Resistor
R2______________4K7  1/4W  Resistor
R3____________100R   1/4W Resistor
R4______________4K7  1/4W  Resistor
R5_____________82K   1/4W Resistor
R6_____________10R   1/2W Resistor
R7_______________R22   4W Resistor (wirewound)
R8______________1K   1/2W Trimmer Cermet (optional)

C1____________470nF   63V Polyester Capacitor
C2,C5_________100µF    3V Tantalum bead Capacitors
C3,C4_________470µF   25V  Electrolytic  Capacitors
C6____________100nF   63V Polyester Capacitor

D1___________1N4148   75V 150mA Diode

IC1________TLE2141C   Low noise,high voltage,high slew-rate Op-amp

Q1____________BC182   50V 100mA NPN Transistor
Q2____________BC212   50V 100mA PNP Transistor
Q3___________TIP42A  60V 6A     PNP Transistor
Q4___________TIP41A  60V 6A     NPN Transistor

J1______________RCA   audio input socket

لیست قطعات منبع تغذیه :

C7,C8________4700µF  25V  Electrolytic  Capacitors

D2_____________100V 4A Diode bridge D3_____________5mm.  Red  LED

T1_____________220V Primary, 15 + 15V Secondary 50VA Mains transformer

PL1____________Male  Mains  plug

SW1____________SPST  Mains  switch

مختصری از رادیو آماتوری

راديوآماتور كيست؟

به موجب مقررات موجود در كشور، راديوآماتوري نوعي ارتباط راديوئي است كه به منظور خودآموزي و تبادل اطلاعات علمي و عملي وبررسي‌هاي فني ارتباطي، بين راديوآماتورهاي مجاز در دنيا، برقرار مي‌گردد و راديوآماتور كسي است كه بخاطر علاقه به فن ارتباطات راديوئي و بدون هيچ گونه نظر انتفاعي وسياسي، با دريافت پروانه راديوآماتوري از وزارت ارتباطات وفناوري اطلاعات نسبت به انجام آزمايشات راديوئي به‌منظور پيشبرد فن راديو و الكترونيك اقدام مي‌نمايد .

به لحاظ بكارگيري امواج راديوئي توسط راديوآماتورها، تمامي كشورها مقرراتي وضع نموده‌اند تا آماتورهاي آن كشور قبل از اقدام به ارتباط راديوئي آزمون‌هاي فني لازم را گذرانده باشند. هدف از برگزاري پيش زمينه‌هاي فني كافي براي طراحي، ساخت، نگهداري و بكارگيري تجهيزات خود را در حد بالاتر از استاندارد بدست آورده باشد تا موجب حداقل ريسك ايجاد اختلال راديوئي در ساير سرويس‌ها گردد.

همين آموزشها وآزمونهاي فني است كه راديوآماتورها را تقريباً از تمامي بكارگيرندگان واقعي طيف فركانس متمايز مي‌سازد و در نتيجه شاهد گروه كثيري از جمعيت جهان در مشاغل فعاليت‌هاي مختلف هستيم كه در كنار آن يك راديوآماتور نيز محسوب مي‌شوند، گروه‌هاي جوان دانشجويان و دانش‌آموزان، اساتيد دانشگاه‌ها، متخصصين رشته‌هاي گوناگون، سياستمداران و شاغلين حرفه‌هاي عمومي، بازنشستگان و از كارافتادگان و حتي معلولين را ميتوان در زمره راديوآماتورهاي جهان يافت.
گاهي سطح مهارت علمي و فني راديوآماتورها موجب حيرت همگان مي‌شود و از جمله ميتوان به ساخت بيش از 60 ماهواره راديوآماتوري توسط راديوآماتورهاي جهان اشاره نمود كه تعدادي از آنها هم اكنون نيز در حال سرويس‌دهي به راديوآماتورهاي جهان مي‌باشند.


راديوآماتورها از طرق گوناگوني با يكديگر ارتباط برقرار مينمايند. اين روشها عبارتند از:


گفتگوي مستقيم، استفاده از علائم مورس، امواج تلويزيوني وارسال ديتا
_ در گفتگوي مستقيم شكل كار هنگامي كه دريافت علائم راديوئي خوب باشد، مانند مكالمات تلفن است با اين تفاوت كه در هر لحظه فقط يك طرف قادر به صحبت كردن است و طرف مقابل شنونده ميباشد. تعداد بسياري از راديوآماتورها در سراسر جهان به زبان انگليسي گفتگو ميكنند ليكن البته بسياري زبانهاي ديگر نيز در اين روش بكار گرفته مي‌شوند.


_ در ارتباطات راديوئي با استفاده از علائم مورس تجهيزات مورد نياز ساده‌تر بوده و موثرترين روش در برقراري ارتباطات راديوئي در شرايط ضعيف بودن علائم راديوئي است. يكي از مزاياي بكارگيري علائم مورس اينست كه در اين روش علائم اختصاري استاندارد شده‌اي وجود دارد كه موجب ميشود حتي اگر زبان مشتركي بين دو طرفه مكالمه وجود نداشته باشد آنها بتوانند با يكديگر ارتباط برقرار نمايند.


_ ارتباط از طريق تلويزيون يعني ارسال تصاوير نيز روش ديگري است كه بعضاً مورد بهره‌برداري قرار ميگيرد توضيح اينكه ارسال تصاوير تلويزيوني معمولاً در فواصل كوتاه انجام ميشود. البته راديوآماتورها روشي ايجاد كرده‌اند كه به "جاروب آهسته تصاوير تلويزيوني" معروف است و به آنان اين توان را مي‌دهد كه تصاوير مورد نظر خود را براي فواصل دور نيز ارسال نمايند كه البته كيفيت اينگونه تصاوير ضعيف و حركت تصوير بسياركند است.

تجهيزات موجود در يك ايستگاه راديوآماتوري و نحوه برقراري ارتباط

ايستگاه‌هاي راديوآماتوري شامل مجموعهاي ثابت يا متحركي هستند از يك يا چند دستگاه فرستنده و گيرنده و اداوات جانبي مربوط به آن كه پس از صدور پروانه مربوطه با مسئوليت يك راديوآماتور تاسيس مي‌گردند و بمنظور آزمايش و كسب تجربه و برقراري ارتباط با ساير راديوآماتورهاي مجاز مورد استفاده قرارمي‌گيرند.
آنتن‌ها در انواع و اقسام آن، دستگاه‌هاي اندازه‌گيري فركانس‌هاي راديوئي و قدرت تشعشع آنتن، منابع تغذيه الكتريكي، ميكروفون، كليد مورس و گاهي اوقات رايانه را ميتوان بعنوان بخشي از اداوات جانبي يك دستگاه راديوآماتوري قلمداد كرد.


بخش عمده و گاهي تمامي تجهيزات موجود در يك ايستگاه راديوآماتوري توسط راديوآماتورها تهيه ميشود و همين امر موجب ميگردد كه طرحهاي جديد و روشهاي متنوعي توسط اينگونه افراد ابداع و اختراع شود كه بنوبه خود بهبود تكنيك‌هاي فني و ايجاد فنآوري‌هاي جديدي را به دنبال دارد.


هر ايستگاه راديوآماتوري داراي يك علامت خطاب يا Call sign ميباشد كه توسط سازمانهاي مسئول در هر كشور به ايستگاه مربوطه تخصيص مي‌يابد. Call sign تركيبي از حروف و اعداد است و پبشوند آن بيانگر كشور متبوع ايستگاه ميباشد از اين معرف براي شناسايي ايستگاه‌هاي راديوآماتوري و تعيين كشور آنها استفاده مي‌گردد و راديوآماتور موظف است قبل و بعد از برقراري هر ارتباط راديوآماتوري آنرا اعلام نمايد.

معرف‌هاي ايستگاه‌هاي راديوئي به ايران، با پيشنوندهاي EP و EQ آغاز مي‌گردد. به عنوان مثال معرف ايستگاه راديوآماتوري وزارت پست و تلگراف و تلفن درتهران EP3PTT مي‌باشد و هيمن معرف براي ايستگاه مستق در شهر شيراز EP4PTT تعيين شده است.

ضوابط و قوانين ملي دريافت پروانه

راديوآماتور براي برقراري ارتباط راديوئي به تاسيس ايستگاه راديوئي اقدام مي‌نمايد و ايستگاه راديوآماتوري عبارت از مجموعه ثابت و متحركي است كه از يك يا چند دستگاه فرستنده و گيرنده فراهم شده و پس از صدور پروانه تاسيس ايستگاه مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

علاوه بر پروانه تاسيس ايستگاه، راديوآماتوري نسبت به دريافت گواهينامه راديوآماتوري نيز اقدام مي‌نمايد و اين گواهينامه، اجازه نامه‌ايست كه از طرف وزارت ارتباطات وفناوري اطلاعات به اشخاص حقيقي براي اشتغال به كارهاي راديوآماتوري داده مي‌شود.

پس از دريافت گواهينامه راديوآماتوري و پروانه تاسيس ايستگاه راديوآماتوري با دريافت خطاب (Call Sign) مجاز به تاسيس ايستگاه و بهره‌برداري از دستگاه‌هاي فرستنده و گيرنده كه خود آنها را ساخته يا خريداري نموده است، مي‌شود.

لازم به ذكر است علامت خطاب يا Call Sign مشخصه‌اي است كه قبل و در انتهاي برقراري ارتباط راديوآماتوري و به منظور معرفي ايستگاه اعلام مي‌شود.

پروانه راديوآماتوري درجه سه به كساني داده ميشود كه:


1.داراي 16 سال تمام سن باشند.
2.در آزمون‌هاي كتبي مربوطه قبول شوند.
3.صلاحيت اخلاقي و سياسي آنان مورد تاييد قرار گيرد.

دارندگان اين پروانه مي‌توانند در باندهاي آماتوري 7، 14، 21، 28 مگاهرتز و VHF ار فرستنده تلگرافي با حداكثر قدرت متوسط 30 وات استفاده نمايند.

براي دريافت پروانه راديوآماتوري درجه 2، راديوآماتور بايستي حداقل 6 ماه با پروانه مبتدي درجه 3 كاركرده باشد و از عهده امتحانات مربوطه نيز برآيد. دارندگان آن مي‌توانند در كليه باندهاي آماتوري از فرستنده‌هايي با حداكثر قدرت 100 وات استفاده نمايند.

پروانه راديوآماتوري پيشرفته درجه 1، به كساني داده ميشود كه علاوه بر دارا بودن شرايط دارندگان پروانه راديوآماتوري درجه 2، بتوانند از عهده امتحانات تكميلي برآيند و مجاز به مخابره تلفني و تلگرافي تله تايپ و ارسال تصوير SSTY در باندهاي HF، حداكثر با قدرت 200 وات و VHFبا حداكثر قدرت 50 وات و UHF با حداكثر قدرت 30 وات مي‌باشند كه در شرايط خاص قدرتهاي مذكور به تشخيص مديريت فركانس و روابط بين‌الملل تا 400 وات قابل افزايش است.

 

منبع: http://bisim.org/A/article/a7.htm

منبع تغذيه ديجيتالي صفر تا سي ولت با Atmega8

یا لطیـف با نام تو آغاز می کنم

امام حسین (ع):  هرگاه شنیدی شخصی به آبروی دیگران می تازد سعی کن تو را نشناسد.

سلام دوستان

هر فردي كه با مدارت الكترونيك سر و كار داشته باشد حتما ضرورت تهيه يك منبع تغذيه متغيير را حتماً احساس نموده است. اغلب منابع تغذيه مورد استفاده داراي عملكرد محدودي هستند. و در صورت داشتن مشخصات مناسب بسيار گران هستند و همچنين مدارات پيچيده‌اي دارند.

من در اين مدار از سه آي سي فقط استفاده كردم تا مدار تا حد امكان ساده و ارزان باشد. ولي بدليل استفاده از ميكرو كنترولر مداري بسيار دقيق و با قابليتهاي بسيار جالب است. بطوري كه آنرا به يك منبع تغذيه كاملاً حرفه‌اي و پيشرفته تبديل نموده است.ويژگي‌هاي اين مدار عبارتند از :

  • اندازه‌گيري و نمايش ولتاژ خروجي.
  • اندازه‌گيري و نمايش جريان خروجي بر حسب ميلي آمپر.
  • استفاده از LCD جهت نمايش اطلاعات و پيام ها.
  • ولتاژ خروجي قابل تنظيم توسط دو كليد بين صفر تا سي ولت.
  • تنظيم ميزان جريان ماكزيمم خروجي تا سه آمپر.
  • قطع ولتاژ در صورت اضافه جريان در خروجي و نمايش آلارم.
  • داراي سه كليد فشاري جهت تنظيم و كار با منوها.
  • عملكرد بسيار ساده جهت تنظيم منبع تغذيه.
  • و . . .!



 

يكي از مشخصه‌هاي هر منبع تغذيه حرفه‌اي قابليت تنظيم ماكزيمم جريان خروجي است. با استفاده از اين حالت شما ديگر نگران اضافه جريان در مدار خود نيستيد. و با خيال آسوده مدار خود را تست ميكنيد زيرا منبع تغذيه در همه حال جريان مصرفي مدار شما را زير نظر دارد و در صورت افزايش آن از مقدار تنظيم شده توسط شما، ولتاژ را قطع كرده و مدار شما آسيبي نخواهد ديد!

دستورالعمل كار با منبع تغذيه :

    1-    دستگاه را روشن كنيد. در اين حالت بر روي نمايشگر LCD متن زير به مدت 5 ثانيه نمايش داده ميشود.

منبع تغذيه ديجيتالي صفر تا سي ولت سه آمپر طراحي شده توسط مهندس حسين لاچيني | www.HLachini.com

    2-    سپس نمايشگر LCD به نمايش ولتاژ و جريان خروجي ميپردازد.

منبع تغذيه ديجيتالي صفر تا سي ولت سه آمپر طراحي شده توسط مهندس حسين لاچيني | www.HLachini.com

    3-    جهت تنظيم افزايش ولتاژ خروجي دكمه Left و براي كاهش آن دكمه Right را فشار دهيد.

    4-    جهت تنظيم ماكزيمم جريان مجاز ابتدا كليد OK را بزنيد تا پيغام زير بر روي نمايشگر LCD نشان داده شود.

منبع تغذيه ديجيتالي صفر تا سي ولت سه آمپر طراحي شده توسط مهندس حسين لاچيني | www.HLachini.com

    5-    در اين حالت بازدن كليد Left جريان افزايش و با زدن كليد Right جريان كاهش مي‌يابد. توجه داشته باشيد كه در اين وضعيت منبع تغذيه جهت حفظ سلامت مدار متصل به آن، ولتاژ خروجي را تا پايان تنظيم قطع ميكند.

    6-    پس تنظيم جريان، با زدن مجدد كليد OK اين تنظيمات ذخيره و منبع تغذيه به وضعيت كار عادي خود برميگردد.

    7-    در صورتي كه جريان مصرفي مدار شما از مقدار مجاز بيشتر شود.منبع تغذيه ولتاژ را قطع و پيام زير را نمايش ميدهد.

منبع تغذيه ديجيتالي صفر تا سي ولت سه آمپر طراحي شده توسط مهندس حسين لاچيني | www.HLachini.com

    8-    پس از مشاهده اين پيام مدار را از منبع تغذيه جدا كنيد و پس از بر طرف نمودن عيب آن با زدن كليد OK منبع تغذيه مجدداً مطابق تنظيمات شما شروع به كار ميكند.

جهت دانلود نقشه مدار به همراه كد Hex برنامه از لينك زير استفاده كنيد.

 http://www.hlachini.com/download-file-11.html

در صورتیکه سئوالی در ارتباط با این مدار دارید فقط از طریق تاپیک زیر در انجمن مطرح کنید. قطعاً بخشی از سئوالات شما قبلا در این بخش توسط سایر دوستان مطرح شده و به آن پاسخ داده شده است. و سئوالات شما نیز پاسخگوی مسایل سایر دوستان خواهد بود.

http://www.hlachini.com/ftopicp-71.htm

اما دوستی در رابطه با این مدار سئوالاتی پرسیده بودند که در همینجا پاسخ آن داده میشود :

  1. مدار این منبع تغذیه توسط پرتیوس رسم شده و در این نرم افزار برای جلوگیری از شلوغی ناشی از سیم کشی تغذیه، آنها رسم نمیکند. پس شما باید تغدیه قطعات مختلف را با توجه به دیتا شیت آنها متصل کنید. برای این موضوع میتوانید به مدار منبع تغذیه دیجیتال صفر تا سی ولت با PWM مراجعه کنید.
  2. همانطور که در توضیحات مدار نیز آورده شده این مداز صفر تا سی ولت است پس تغدیه دوبل نیست و همچنین جریان آن 3 آمپر است.
  3. تغذیه LCD و میکروکنترولر 5 ولت است که در حالت ساده میتوانید از همان ترانس توسط رگولاتور 7805 تهیه کرده و استفاده کنید. البته برای اینکه نوسانات مدار خروجی برروی عملکرد میکروکنترلر تاثیر نگذارد میتوانید از یک ترانس جداگانه و یا ترانسی که دو خروجی دارد استفاده کنید.

دوستان این مطلب از سایت زیر استخراج شده است:

http://www.hlachini.com/article25.html

 

رله های حفاظتی ( تجهیزات در پست )

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیزم

امروز در مورد بعضی از رله ها برایتان مینویسم که از میان بعضی مقالات ،انتخاب

شده است.امید که مورد استفاده قرار بگیرد.از نظرات خود ما را در پیشبرد

هر چه بهتر بهره مند کنید.

 

لطفا به ادامه مطلب بروید:

ادامه نوشته

آخرین مطلب یکسوکننده ها

سلام دوستان

امیدوارم که روز و روزگار بر شما خوش باشد.

در این پست قصد دارم آخرین مطلب از بحث یکسوکننده ها رو برای شما بگذارم.

امیدوارم که تونسته باشم در این پست ها آنچه که نیاز شما بود رو برطرف کرده باشم:

دوستان برای مشاهده تصاویر لطفا آنها را ذخیره کرده و سپس استفاده نمایید:

(۱)

 

(۲)

 

(۳)

 

(۴)

 

موفق و پیروز و شاد باشیـد.

مدار رقص نور ساده

سلام دوستان

همزمان با عید سعید قربان یک مداری رو برای شما گذاشتیم. این مدار رقص نور ساده است که برای اطلاعات بیشتر مطلب زیر رو بخوانید:

رقص نور

 
این مدار که توسط شبکه رشد تهیه شده است، با کمترین تعداد قطعات یک مدار رقص نور در اختیار شما قرار خواهد داد ،آیسی 4017 یک Shift Register است.که پالس دریافت شده در پایه 14 را، به بقیه پایه هایی که LED به آن متصل است.، شیفت می دهد.و این کار مکررا تکرار می شود وشما شاهد روشن و خاموش شدن LED ها خواهید بود. با کمی تغییرات و کمی ابتکار از این مدار در موارد دیگر همچون راه اندازی موتور پله ای می توان استفاده نمود.

نقشه مدار:

 تمام اتصالات کاملا در نقشه مشخص است.،آیسی 4017 یک Shift Register است.که پالس دریافت شده در پایه 14 را که در نقشه می بینید.،به بقیه پایه هایی که LED به آن متصل است.، شیفت می دهد.واین کار مکررا تکرار می شود وشما شاهد روشن و خاموش شدن LED ها خواهید بود.،اگر مدار شما عمل نکرد.،با استفاده از پیچ گوشتی ساعتی پتانسیومتر را به گونه ای تنظیم کنید.،تا شاهد رقص نور در LED ها باشید.U2 آیسی 4011 و U1A ,U1B در واقع 2 تا از گیتهای NAND آیسی 4011 است.
پایه 15 آیسی 4017 پایه reset یا آغاز شمارش از پایه 3 است.این پایه با لبه بالارونده ولتاژ تحریک می شود.برای جلوگیری از reset مدار به صورت ناخودآگاه آنرا به همراه پایه8 و 13 زمین می کنیم.
پایه 14 نیز نسبت به لبه بالا رونده پالس حساس است.و به محض دریافت پالس در اولین بار پایه 3 را high می کند.وشما شاهد روشن شدن LED متصل به این پایه می شوید.این روند تا پایه 11 که آخرین پایه مربوط به شمارش است در صورت دریافت پالس در پایه 14 ادامه خواهد داشت.

پالس نیز به طور خودکار توسط آیسی NAND 4011 ایجاد می شود.فاصله زمانی بین شارژ و دشارژ خازن باعث تحریک پایه 14 می شود.فاصله زمانی بین شارژ و دشارژ خازن در واقع فاصله زمانی بین روشن و خاموش شدن LED ها یا high و low شدن پایه های آیسی 4017 است.
می توانید با پیچ گوشتی ساعتی این پتانسیو متر را پیچانده و فاصله زمانی شارژ و دشارژ‌ خازن و در واقع فاصله زمانی بین شمارش ها را به طور دلخواه تنظیم کنید.

 آی سی 4011:

nand


شمای داخلی آی سی 4011:

این آیسی دارای 4 گیت NAND است.به پایه های ورودی وخروجی در شکل زیر دقت کنید.،پایه 7 تغذیه منفی و پایه 14 تغذیه مثبت است.گیت NAND عکس گیت AND است.همانطور که در شکل مشاهده می کنید.،علامت NOT در بالای AND هر دو پایه ورودی وجود دارد.J،K،L،M پایه های خروجی هستند.

LED: 

پایه بلندتر پایه مثبت(آند) و پایه کوتاهتر منفی (کاتد)است.همانطور که در نقشه ملاحظه می کنید.پایه بلندتر به پایه های آیسی متصل است و پایه کوتاهتر تمامی LED ها به صورت مشترک به منفی منبع تغذیه متصل شده است.

LED

قطعات مورد نیاز:

10 عدد LED قرمز یا هر رنگ دیگر 1 عدد آیسی 4011
1 عدد آیسی 4017
1 عدد خازن 0.1UF
1 عدد پتانسیومتر 100k
1 عدد مقاومت 1 مگا اهم
1 عدد مقاومت 1 کیلو اهم
برد بورد  یا ورابرد
سیم تلفنی

این مدار از سایت زیر استخراج شده است: http://www.iranmedar.com/2006/12/post_31.php

 

عیدتون مبارک

انواع دیود ها و یکسوسازی آنها

دیودهای زنر :

همانطور که قبلا" اشاره کردیم از این دیودها برای تثبیت ولتاژ استفاده می شود.  این نوع از دیود ها برای شکسته شدن با اطمینان در ولتاژ معکوس ساخته شده اند، بنابراین بدون ترس می توان آنها را در جهت معکوس بایاس کرد و از آنها برای تثبیت ولتاژ استفاده نمود. به هنگام استفاده از آنها معمولا" از یک مقاومت برای محدود کردن جریان بطور سری نیز استفاده می شود. به شکل نگاه کنید به این طریق شما یک ولتاژ رفرنس دقیق بدست آورده اید.

 

استفاده از دیود زنر برای تهیه ولتاژ ثابت

دیودهای زنر معمولا" با حروفی که در آنها Z وجود دارد نامگذاری می شوند مانند BZX یا BZY و ... و ولتاژ شکست آنها نیز معمولا" روی دیود نوشته می شود، مانند 4V7 که به معنی 4.7 ولت است. همچنین توان تحمل این دیود ها نیز معمولا" مشخص است و شما هنگام خرید باید آنرا به فروشنده بگویید، در بازار نوع 400mW و 1.3W آن بسیار رایج است.

حال به تشریح مختصر دیود های یکسو کننده میپردازیم :

دیود های یکسوساز عموما" در مدارهای جریان متناوب بکار برده می شوند تا با کمک آنها بتوان جریان متناوب (AC) را به مستقیم (DC) تبدیل کرد. این عملیات یکسوسازی یا Rectification نامیده می شود.

 

یکسو ساز نیم موج با استفاده از یک دیود

از مشهورترین این دیودها می توان به انواع دیودهای 1N400x و یا 1N540x اشاره کرد که دارای ولتاژ کاری بین 50 تا بیش از 1000 ولت هستند و می توانند جریان های بالا را یکسو کنند. این ولتاژ، ولتاژی است که دیود می تواند بدون شکسته شدن - سوختن - در جهت معکوس آنرا تحمل کند.

دیودهای یکسوساز معمولآ از سیلیکون ساخته می شوند و ولتاژ بایاس مستقیم آنها حدود 0.7 ولت می باشد.

یکسو سازی جریان متناوب با یک دیود:

شما می توانید با قرار دادن فقط یک دیود در مسیر جریان متناوب مانع از گذر سیکل منفی جریان در جهت مورد نظر در مدار باشید به شکل اول دقت کنید که چگونه قرار دادن یک دیود در جهت موافق، فقط به نیم سیکل های مثبت اجاز خروج به سمت بار را می دهد. به این روش یکسوسازی نیم موج یا Half Wave گفته می شود.

بدیهی است برای بالابردن کیفیت موج خروجی و نزدیک کردن آن به یک ولتاژ مستقیم باید در خروجی از خازن هایی با ظرفیت بالا استفاده کرد. این خازن در نیم سیکل مثبت شارژ می شود و در نیم سیکل منفی در غیاب منبع تغذیه، وظیفه تغذیه بار را بعهده خواهد داشت.

 

پل دیود یا Bridge Rectifiers:

اما برای آنکه بتوانیم از نیمه منفی موج ورودی که در نیمی از سیکل جریان امکان عبور به خروجی را ندارد، استفاده کنیم باید از مداری بعتوان پل دیود استفاده کنیم. پل دیود همانطور که از شکل دوم مشخص است متشکل از چهار دیود به یکدیگر متصل می باشد. جریان متناوب به قسمتی که دو جفت آند و کاتد به یکدیگر متصل هستند وصل می شود و خروجی از یک جف آند و یک جفت کاتد به یکدیگر متصل شده گرفته می شود.

یکسو ساز تمام موج با استفاده از پل دیود

روش کار به اینصورت است که در سیکل مثبت مدار دیودهای 1 و 2 عمل کرده و خروجی را تامین میکنند و در سیکل منفی مدار دیودهای 3 و 4 عمل می کند و باز خروجی را در همان وضعیت تامین می کند.

در مطالب قبل بطور خلاصه راجع به دیودها و ترانزیستورها و پیوندهای PN صحبت کرده مثالهایی از کاربرد اصلی انواع دیود ارائه کردیم. در این قسمت راجع به گونه های ساده اولین ترانزیستورها که از سه لایه نیمه هادی تشکیل شده اند صحبت خواهیم کرد.

بصورت استاندارد دو نوع ترانزیستور بصورت PNP و NPN داریم. انتخاب نامه آنها به نحوه کنار هم قرار گرفتن لایه های نیمه هادی و پلاریته آنها بستگی دارد. هر چند در اوایل ساخت این وسیله الکترونیکی و جایگزینی آن با لامپهای خلاء، ترانزستورها اغلب از جنس ژرمانیم و بصورت PNP ساخته می شدند اما محدودیت های ساخت و فن آوری از یکطرف و تفاوت بهره دریافتی از طرف دیگر، سازندگان را مجبور کرد که بعدها بیشتر از نیمه هادیی از جنس سیلیکون و با پلاریته NPN برای ساخت ترانزیستور استفاده کنند. تفاوت خاصی در عملکرد این دو نمونه وجود ندارد و این بدان معنی نیست که ترانزیستور ژرمانیم با پلاریته NPN یا سیلیکون با پلاریته PNP وجود ندارد.

نماد و شماتیک پیوندها در ترانزیستورها

برای هریک از لایه های نیمه هادی که در یک ترانزیستور وجود دارد یک پایه در نظر گرفته شده است که ارتباط مدار بیرونی را به نیمه هادی ها میسر می سازد. این پایه ها به نامهای Base (پایه) ، Collector (جمع کننده) و Emitter (منتشر کننده) مشخص می شوند. اگر به ساختار لایه ای یک ترانزیستور دقت کنیم بنظر تفاوت خاصی میان Collector و Emitter دیده نمی شود اما واقعیت اینگونه نیست. چرا که ضخامت و بزرگی لایه Collector به مراتب از Emitter بزرگتر است و این عملا" باعث می شود که این دو لایه با وجود تشابه پلاریته ای که دارند با یکدیگر تفاوت داشته باشند. با وجود این معمولا" در شکل ها برای سهولت این دو لایه را بصورت یکسان در نظر میگیردند.

نمای واقعی تری از پیوندها در یک ترانزیستور که تفاوت

کلکتور و امیتر را بوضوح نشان می دهد.

بدون آنکه در این مطلب قصد بررسی دقیق نحوه کار یک ترانزیستور را داشته باشیم، قصد داریم ساده ترین مداری که می توان با یک ترانزیستور تهیه کرد را به شما معرفی کرده و کاربرد آنرا برای شما شرح دهیم. به شکل زیر نگاه کنید.

بطور جداگانه بین E و C و همچنین بین E و B منابع تغذیه ای قرار داده ایم. مقاومت ها یی که در مسیر هریک از این منابع ولتاژ قرار دادیم صرفا" برای محدود کردن جریان بوده و نه چیز دیگر. چرا که در صورت نبود آنها، پیوندها بر اثر کشیده شدن جریان زیاد خواهند سوخت.

طرز کار ترانزیستور به اینصورت است، چنانچه پیوند BE را بصورت مستقیم بایاس (Bias به معنی اعمال ولتاژ و تحریک است) کنیم بطوری که این پیوند PN روشن شود (برای اینکار کافی است که به این پیوند حدود 0.6 تا 0.7 ولت با توجه به نوع ترانزیستور ولتاژ اعمال شود)، در آنصورت از مدار بسته شده میان E و C می توان جریان بسیار بالایی کشید. اگر به شکل دوم دقت کنید بوضوح خواهید فهمید که این عمل چگونه امکان پذیر است. در حالت عادی میان E و C هیچ مدار بازی وجود ندارد اما به محض آنکه شما پیوند BE را با پلاریته موافق بایاس کنید، با توجه به آنچه قبلا" راجع به یک پیوند PN توضیح دادیم، این پیوند تقریبا" بصورت اتصال کوتاه عمل می کند و شما عملا" خواهید توانست از پایه های E و C جریان قابل ملاحظه ای بکشید. (در واقع در اینحالت می توان فرض کرد که در شکل دوم عملا" لایه PN مربوط به BE از بین می رود و بین EC یک اتصال کوتاه رخ می دهد.)

مدار ساده برای آشنایی با طرز کار یک ترانزیستور

بنابراین مشاهده می کنید که با برقراری یک جریان کوچک Ib شما می توانید یک جریان بزرگ Ic را داشته باشید. این مدار اساس سوئیچ های الکترونیک در مدارهای الکترونیکی است. بعنوان مثال شما می توانید در مدار کلکتور یک رله قرار دهید که با جریان مثلا" چند آمپری کار می کند و در عوض با اعمال یک جریان بسیار ضعیف در حد میلی آمپر - حتی کمتر - در مدار بیس که ممکن است از طریق یک مدار دیجیتال تهیه شود، به رله فرمان روشن یا خاموش شدن بدهید.

حال نقش ترانزیستور بعنوان یک تقویت کننده جریان را توضیح خواهیم داد :

Ie = Ib + Ic

راجع به مدار شکل اول در مطلب قبل توضیح دادیم و دیدیم که که چگونه با بایاس کردن پیوند کوچک بیس - امیتر می توان میان کلکتور و امیتر جریان بزرگی را برقرار کرد. بدون آنکه وارد معادلات پیچیده ریاضی شویم با دقت در شکل اول می توان برای نقطه ای که ترانزیستور قرار دارد جمع جبری جریان ها را معادل صفر قرار داد و از آن نتیجه بسیار جالب زیر را گرفت :

Ie = Ib + Ic

از شکل هم کاملآ مشخص است که جریان های ورودی به ترانزیستور - در حالت ایده آل - باید مساوی با جریان های خروجی باشد. این معادله بعد ها برای انجام محاسبات بایاسینگ یک ترانزیستور بسیار کاربرد خواهد داشت.

اگر در آزمایشگاه مدار فوق را با یک ترانزیستور معمولی بسته و پیوند بیس - امیتر را بایاس کنید خواهید دید که برای ولتاژ ثابت Vbe و Vce نسبت جریان عبوری از کلکتور به جریان بیس در محدوده ای که ترانزیستور بصورت خطی کار می کند و اشباع نشده است تقریبآ مقدار ثابتی است. به این مقدار ضریب تقویت جریان می گویند و اغلب آنرا با hfe نمایش می دهند، یعنی :

hfe = Ic / Ib

به شکل مقابل نگاه کنید این شکل برای یک بایاسینگ خاص ترانزیستور، نمودار جریان کلکتور به جریان بیس را نمایش می دهد. دقت کنید که چنانچه بایاسینگ ترانزیستور تغییر کند این نمودار نیز بالا و پایین رفته و نقاط اشباع و یا آستانه تقویت نیز تغییر خواهد کرد. همانگونه که مشاهده می کنید در محدوده سبز رنگ عملکرد ترانزیستور تقریبآ خطی بوده و می تواند جریان بیس را که در حد میکروآمپر است به جریان های چند صد میلی آمپر و حتی چند ده آمپر - بسته به نوع ترانزیستور - تبدیل کند. در این حالت ترانزیستور بعنوان یک تقویت کنند جریان با ضریب تقویت hfe بکار برده می شود.

در محدوده عملکرد خطی جریان کلکتور ضریبی از

جریان بیس خواهد بود.

دقت کنید که قسمت قرمز اولیه نمودار هنگامی است که پیوند بیس - امیتر از بایاسینگ مناسب برخوردار نیست و جریان کمی از این پیوند عبور می کند لذا جریان خروجی کلکتور نیز کم است و برعکس در قسمت قرمز انتهایی نمودار بایاسینگ ترانزیستور به گونه ای است که اصطلاحآ می گویند ترانزیستور اشباع شده و در این حالت عملکرد خطی ندارد و شکل موج تقویت شده را تغییر می دهد.

در طراحی مدارها مقادیر پارامتر هایی که از یک ترانزیستور انتظار می رود، مشخص شده و سپس طراح می تواند با مراجعه به کتابهای مشخصات ترانزیستور، ترانزیستور مورد نظر خود را انتخاب کند.

این پارامترها عمومآ عبارتند از :

Ic Max : ماکزیمم جریان کلکتور (می تواند از حدود ۱۰۰ میلی آمپر تا چند ده آمپر باشد)

Vce Maz : ماکزیمم ولتاژ کلکتور- امیتر (می تواند از حدود ۲۰ ولت باشد تا حدود ۱۰۰ ولت)

hfe Min : حداقل ضریب تقویت جریان (از حدود ۱۰ برای ترانزیستورهای قدرت تا چند صد)

P Max : قدرت تحمل توان ماکزیمم (از حدود چند صد میلی وات تا حدود ۲۰۰ وات)

عمومآ مشخصات مداری برای شما مشخص می کند که از چه ترانزیستوری با چه پارامترهایی استفاده کنید.

چگونه نوع وپايه های يک ترانزيستور مجهول را ميتوان تشخيص داد؟

البته در بيشتر ديتاشيتها توضيح داده شده اما اگر ترانزيستور ناشناخته يا بدون مارک باشد با استفاده از يک مولتی متر ساده به صورت زير می توان تشخيص داد:

با توجه به اينکه مولتی متر يک باتری ۱.۵يا ۳ ولتی دارد وپراب قرمز به منفی باتری وپراب سياه به مثبت باتری (از داخل)وصل ميشود به صورت زير عمل ميکنيم:

نکته مهم:مولتی متر رو در رنج high ohmقرار دهيد (1k)

 پراب سياه رو روی يکی از پايه ها بذاريد و قرمز رو روی دو پايه ديگه اگر عقربه زياد حرکت کرد ترانزيستور از نوع npnاست.

اگر کم حرکت کرد پراب سياه رو روی پايه های ديگه بذاريد برای گرفتن نتيجه نهايی حداکثر ۶ بار اينو انجام بديد.

اگر عقربه دوباره حرکت نکرد جای پراب سياه و قرمز رو عوض کنيدو دوباره ازمايش بالا رو تکرار کنيددر اين حالت اگر عقربه برای هر دو پايه ديگه حرکت کرد ازنوع pnp است.

اگر برای هر دو پايه حرکت نکرد ترانزيستور openاست.

اگر برای همه تستها حرکت کند shortest است.

اگر برای يکی از تستها خيلی اروم حرکت کنه leaky است.

وقتی نوعش رو فهميديم پايه متصل شده به پراب سياه (در نوع ان پی ان) پايه بيس است ودر نوع ديگه پايه متصل شده به پراب قرمز پايه بيس است

برای پيدا کردن کلکتور واميتر از روش tutاستفاده ميکنيم و در واقع ساده ترين امپلی فاير جهان رو ميسازيم در نوع npn(سياه به کلکتور وقرمز به اميتر )به وسيله يک انگشت بين c,bاتصال برقرار کنيد عقربه ۸۰درصد تغيير جهت ميدهد در اين حالت پايه اميتر نبايد با بدن تماس داشته باشد

در واقع در اين عمل ترانزيستور جريانی که بدن شما به بيس ميدهد رو تقويت ميکنه و جريان حدود صد برابر ميشود ودر مدار کلکتور واميتر جاری ميشه واين جريان زياد مقاومت بين دو پايه رو کاهش ميده و مولتی متر نتيجه رو نشون ميده

در(pnp):سياه به اميتر و قرمز به کلکتور وصل شده ومثل بالا عمل ميشود

اگر از اين روش برای ترانزيستوری که در مدار وصل است استفاده ميکنيد بايد تغذيه خاموش باشه وخازن ها شارژشونو از دست داده باشن

اين روش کاملا عملی است و در ابتدا کمی پيچيده به نظر ميرسه اما اگه روی ترانزيستوری که برای شما شناخته شدست اولين بار آزمايش کنيد  خيلی آسون ميشه

معرفی چند ترانزیستور

 

NPN

PNP

شکل

NPN

PNP

شکل

BC107
BC108
BC109

BC177
BC178
BC179

BC147
BC148
BC149

BC157
BC158
BC159

BC167
BC168
BC169

BC257
BC258
BC259

BC171
BC172
BC173
BC182
BC183
BC184

BC251
BC252
BC253
BC212
BC213
BC214

BC207
BC208
BC209

BC204
BC205
BC206

BC237
BC238
BC239

BC307
BC308
BC309

BC317
BC318
BC319
BC337
BC347
BC348
BC349
BC382
BC383
BC384

BC320
BC321
BC322
BC327
BC350
BC351
BC352

BC407
BC408
BC409

BC417
BC418
BC419

BC413
BC414

BC415
BC416

BC437
BC438
BC439

BC467
BC468
BC469

BC547
BC548
BC549
BC582
BC583
BC584

BC557
BC558
BC559
BC512
BC513
BC514

BC261
BC262
BC263

2N3903
2N3904

2N3905
2N3906

9013
9014

9012
9015

TIP3055

TIP2955

BD131
BD139
BD263

BD132
BD140
BD262

MJE
3055T
BD267A
TIP31A
TIP41A

MJE
2955T
BD266A
TIP32A
TIP42A

2N3055

MJ2955

2N3054

2N2222A

Darlington
TIP121
TIP132

Darlington
TIP126
TIP137

Positive
Voltage
Regulator
1amp

7805
7812
LM2940

Negative
Voltage
Regulator
1amp

7905
7912

Positive
Voltage
Regulator
Adjustable

LM317
(1.5amp)
LM350
(3amp)

Positive
Voltage
Regulator
100mA
78L05
78L12

Negative
Voltage
Regulator
100mA

79L05
79L12

Darlington
TIP141

Darlington
TIP146

 

برگرفته از سایت: http://maghale.pib.ir

 

حق یار و یاورتان باد.

ترانزیستور چیست و چگونه کار می کند؟

ترانزیستورچیست؟ چگونه کار میکند؟

تاریخچه آن و معرفی چند نمونه از آن

 

اولین ترانزیستورها:

در اولیــن ماههــای سـال ۱۹۴۸ نخسـتین نمـونـه از یـک ترانزیـسـتـور که بدنه فلزی داشت در مجموعه آزمایشگاه های Bell ساخته شد. این ترانزیستور که قرار بود جایگزین لامپهای خلاء - الکترونیک - شود Type A نام گرفت. این ترانزیستور که کاربرد عمومی داشت و بسیار خوب کار می کرد یکسال بعد به تعداد ۳۷۰۰ عدد تولید انبوه شد تا در اختیار دانشگاه ها، مراکز نظامی، آزمایشگاه ها و شرکت ها برای آزمایش قرار گیرد.

بازسازی اولین ترانزیستور جهان

 

اولین نمونه ترانزیستور بدنه فلزی

جالب آنکه این اختراع در زمان خود آنقدر مهم بود که هر عدد از این ترانزیستورها در بسته بندی جداگانه با شماره سریال و مشخصات کامل نگهداری می شد. همانطور که در شکل مشاهده می شود این ترانزیستور تنها دارای دو پایه بود. Collector و Emitter و پایه Base به بدنه فلزی آن متصل بود.

تولید ترانزیستورهای بدنه فلزی تا سال ۱۹۵۰ ادامه داشت تا اینکه در این سال در آزمایشگاه های Bell اولین ترانزیستور با بدنه پلاستیکی ساخته شد. طبیعی بود که در اینحالت ترانزیستور می بایست سه پایه داشته باشد. اما به دلیل مشکلاتی که در ساخت این ترانزیستور وجود داشت تولید آن به حالت انبوه نرسید و در همان سال ترانزیستور های جدید دیگری با پوشش پلاستیکی جایگزین همیشگی آن شدند.

 

اولین نمونه ترانزیستور بدنه پلاستیکی

لازم به ذکر است که به عقیده بسیاری از دانشمندان، ترانزیستور بزرگترین اختراع بشر در قرن نوزدهم بوده که بدون آن هیچ یک از پیشرفت های امروزی در علوم مختلف امکان پذیر نبوده است. تمامی پیشرفت های بشر که در مخابرات، صنعت حمل و نقل هوایی، اینترنت، تجهیزات کامپیوتری، مهندسی پزشکی و ... روی داده است همگی مرهون این اختراع میباشد.

 

نمونه اصلاح شده بدنه پلاستیکی

ترانزیستور وسیله ای است که جایگزین لامپهای خلاء - الکترونیک - شد و توانست همان خاصیت لامپها را با ولتاژهای کاری پایین تر داشته باشد. ترانزیستورها عموما" برای تقویت جریان الکتریکی و یا برای عمل کردن در حالت سوییچ بکار برده می شوند. ساختمان داخلی آنها از پیوندهایی از عناصر نیمه هادی مانند سیلیکون و ژرمانیوم تشکیل شده است.

ریزپردازنده ها به صورت یک جزء لاینفک در بسیاری از محصولاتی که ما هرروزه از آن ها استفاده می کنیم در آمده اند ، مانند تلویزیون ، اسباب بازی ها ، رادیو ، و البته کامپیوترها . ولی این ترانزیستورها هستند که اجزای اصلی ریزپردازنده ها را تشکیل می دهند .

در پایین ترین سطح خود ، ممکن است ترانزیستورها به نظر ساده برسند . اما تولید آن ها عملاً به سال های سال تحقیقات کشنده نیاز داشته است. تا پیش از ترانزیستورها ، کامپیوترها به لامپ های خلاء و کلید های مکانیکی متکی بودند. در سال 1958 تعدادی مهندس ( که یکی از آن ها به نام رابرت نویس ، بعداً پایه گذار شرکت اینتل شد ) دست به دست هم دادند تا 2 ترانزیستور را روی یک قطعه بلور سیلیکون بکارند و اولین مدار مجتمع را بسازند؛ چیزی که به ساخت ریزپردازنده منجر شد .

ترانزیستورها در واقع کلیدهای قطع و وصلِ برق در ابعاد مینیاتوری هستند . اگر ریزپردازنده را یک «ساختمان» در نظر بگیرید ، ترانزیستورها، حکم آجری را دارند که برای بنای این ساختمان باید روی هم گذاشته شوند.

درست همانند یک کلید ساده ی چراغ ، ترانزیستورها در دوحالت کار می کنند: حالت وصل، و حالت قطع. این حالت قطع یا وصل ، یا خاموش و روشنِ ترانزیستورهاست که امکان پردازش اطلاعات را فراهم می سازد .

● یک کلید ساده ی برقی چطور کارمی کند ؟

تنها چیزی که کامپیوترها از آن سردر می آورند ، سیگنال های الکتریکی است که قطع و وصل می شوند . برای درکِ بهتر ترانزیستورها ، لازم است بفهمید که یک مدار قطع و وصل الکترونیکی چه طور کار می کند . مدارات قطع و وصل الکترونیکی از اجزای مختلفی تشکیل می شود. یکی ، مسیر جریان است که جریانِ الکتریکی عموماً از طریق یک سیم در آن گردش می کند.

دیگری ، خودِ کلید یا سویچ است ؛ وسیله ای که گردش جریان الکتریکی را شروع و متوقف می کند، آن هم یا با بازگذاشتن مسیر جریان یا مسدود کردن آن. ترانزیستورها هیچ قطعه ی متحرکی ندارند و تنها با علایم الکتریکی قطع و وصل می شوند. قطع و وصل شدنِ ترانزیستورها ، کار ریزپردازنده ها را میسر می سازد .

● ترانزیستور چطور از عهده ی اطلاعات برمی آید ؟

شمارنده ی باینری چیزی است که فقط دارای دو حالت است ، درست مانند ترانزیستور. حالت «وصل» ترانزیستور را با 1 نشان می دهند و حالت قطع آن را با 0 . ردیف های مشخصی از الگوی 1ها و 0هایی که به وسیله ی ترانزیستورهای متعدد تولید می شوند ، می توانند نشان دهنده ی حروف ، اعداد ، رنگ ها ، و خطوط باشند. به این می گویند دستگاه باینری.

( دستگاه باینری ، یک روش شمارش است که فقط از دو رقم 0 و 1 تشکیل شده است و تمام اعداد فقط با این دو رقم نمایش داده می شوند .)

● اسم خود را برحسب باینری هجی کنید:

هر حرف الفبا یک معادل باینری دارد . اطلاعات پیچیده تری را نیز می توان با حالت قطع و وصل یا حالتِ باینری ترانزیستور ها تولید نمود؛ مانند گرافیک ، صوت ، و ویدیو .

● نیمه هادی ها و جریان الکتریسته:            

با اضافه کردن چند نوع ناخالصی معین به سیلیکون یک ترانزیستور، ساختار بلورین آن تغییر می کند، و خاصیت هدایت الکتریسته ی آن بهتر می شود . اگر به سیلیکون، فلز بور اضافه کنید، سیلیکونِ مثبت یا نوعِ P ) P مخفف Positive ) تولید می شود که فاقدِ الکترون است . اگر به سیلیکون، فلز فسفر اضافه نمایند ، سیلیکونِ منفی یا نوع N ) N مخفف Negative ) به دست می آید که شامل تعداد بسیار زیادی الکترون آزاد است.

● حالت های قطع و وصل یک ترانزیستور:

الف) ترانزیستورها از سه پایانه تشکیل می شوند : منبع ، گیت ، مخرج .

ب) در ترانزیستور نوع منفی ، هم منبع و هم مخرج بار منفی دارند و روی توده ای از سیلیکون نوع مثبت را گرفته اند .

ج ) هنگامی که ولتاژ مثبت به گیت وارد می شود ، الکترون های موجود در سیلیکون نوع مثبت ، جذب منطقه ی زیرینِ گیت می شوند ، و یک کانال الکترونیکی بین منبع و مخرج را شکل می دهند .

د) هنگامی که ولتاژ مثبت به مخرج وارد می شود ، الکترون ها از منبع جدا شده و به سمت مخرج می روند. در این حالت ، ترانزیستور ، وصل است.

ه) اگر ولتاژ از روی گیت برداشته شود ، الکترون ها جذبِ منطقه ی واقع بین منبع و مخرج نمی گردند . مسیر جریان از بین می رود ، و ترانزیستور به حالت قطع در می آید.

● ریزپردازنده ها چطور بر زندگی ما تاثیر می گذارند:

کارکردِ باینری ترانزیستورها به پردازنده ها این قابلیت را می دهد که ماموریت های بسیاری را انجام دهند، از یک نامه نگاری ساده تا ویرایش فایل های ویدیویی. ریزپردازنده ها به نقطه ای رسیده اند که ترانزیستورها می توانند صدها میلیون دستورالعمل در ثانیه را روی یک تراشه ی واحد به اجرا در آورند . اتومبیل ها ، تجهیزات پزشکی ، تلویزیون ها ،کامپیوترها ، و حتا سفینه های فضایی از ریزپردازنده ها استفاده می کنند. همه ی آن ها متکی به گردش اطلاعات باینری هستند که به یمنِ وجودِ ترانزیستور ممکن گشته است.

ساختار و طرز کار ترانزیستور اثر میدانی ( فت ):

همانگونه که از نام این المام مشخص است، پایه کنترلی آن جریانی مصرف نمی کند و تنها با اعامل ولتاژ و ایجاد میدان درون نیمه هادی ، جریان عبوری از  FET  کنترل می شود. به همین دلیل ورودی این مدار هیچ کونه اثر بارگذاری بر روی طبقات تقویت قبلی نمی گذارد و امپدانس بسیار بالایی دارد.

فت دارای سه پایه با نامهای درِین D - سورس S  و گیت G  است که پایه گیت ، جریان عبوری از درین به سورس را کنترل می نماید. فت ها دارای دو نوع N  کانال و P  کانال هستند. در  فت نوع N  کانال زمانی که گیت نسبت به سورس مثبت باشد جریان از درین به سورس عبور می کند . FET ها معمولاً بسیار حساس بوده و حتی با الکتریسیته ساکن  بدن نیز تحریک می گردند. به همین دلیل نسبت به نویز بسیار حساس هستند.

نوع دیگر ترانزیستورهای اثر میدانی MOSFET  ها هستند ( ترانزیستور اثر میدانی اکسید فلزی نیمه هادی - Metal-Oxide Semiconductor Field Efect Transistor  )  یکی از اساسی ترین مزیت های ماسفت ها نویز کمتر آنها در مدار است.

فت ها در ساخت فرستنده باند اف ام رادیو نیز کاربرد فراوانی دارند. برای تست کردن فت کانال N  با مالتی متر ، نخست پایه گیت را پیدا می کنیم. یعنی پایه ای که نسبت به دو پایه دیگر در یک جهت مقداری رسانایی دارد و در جهت دیگر مقاومت آن بی نهایت است. معمولاً مقاومت بین پایه درین و گیت از مقاومت پایه درین و سورس بیشتر است که از این طریق می توان پایه درین را از سورس تشخیص داد.

اگر ساده بخواهیم به موضوع نگاه کنیم عملکرد یک ترانزیستور را می توان تقویت جریان دانست. مدار منطقی کوچکی را در نظر بگیرید که تحت شرایط خاص در خروجی خود جریان بسیار کمی را ایجاد می کند. شما بوسیله یک ترانزیستور می توانید این جریان را تقویت کنید و سپس از این جریان قوی برای قطع و وصل کردن یک رله برقی استفاده کنید.

موارد بسیاری هم وجود دارد که شما از یک ترانزیستور برای تقویت ولتاژ استفاده می کنید. بدیهی است که این خصیصه مستقیما" از خصیصه تقویت جریان این وسیله به ارث می رسد کافی است که جریان وردی و خروجی تقویت شده را روی یک مقاومت بیندازیم تا ولتاژ کم ورودی به ولتاژ تقویت شده خروجی تبدیل شود.

 

اعمال ولتاژ با پلاریته موافق باعث عبور جریان از یک

پیوند PN می شود و چنانچه پلاریته ولتاژتغییر کند

جریانی از مدار عبور نخواهد کرد.

جریان ورودی ای که که یک ترانزیستور می تواند آنرا تقویت کند باید حداقل داشته باشد. چنانچه این جریان کمتر از حداقل نامبرده باشد ترانزیستور در خروجی خود هیچ جریانی را نشان نمی دهد. اما به محض آنکه شما جریان ورودی یک ترانزیستور را به بیش از حداقل مذکور ببرید در خروجی جریان تقویت شده خواهید دید. از این خاصیت ترانزیستور معمولا" برای ساخت سوییچ های الکترونیکی استفاده می شود.

همانطور که در مطلب قبل (اولین ترانزیستورها) اشاره کردیم ترانزستورهای اولیه از دو پیوند نیمه هادی تشکیل شده اند و بر حسب آنکه چگونه این پیوند ها به یکدیگر متصل شده باشند می توان آنها را به دو نوع اصلی PNP یا NPN تقسیم کرد. برای درک نحوه عملکرد یک ترانزیستور ابتدا باید بدانیم که یک پیوند          (Junction) نیمه هادی چگونه کار می کند.

 

از لحاظ ساختاری می توان یک ترانزیستور را با دو دیود مدل کرد.

در شکل اول شما یک پیوند نیمه هادی از نوع PN را مشاهده می کنید. که از اتصال دادن دو قطعه نیمه هادی P و N به یکدیگر درست شده است. نیمه هادی های نوع N دارای الکترونهای آزاد و نیمه هادی نوع P دارای تعداد زیادی حفره   (Hole) آزاد می باشند. بطور ساده می توان منظور از حفره آزاد را فضایی دانست که در آن کمبود الکترون وجود دارد.

اگر به این تکه نیمه هادی از خارج ولتاژی بصورت آنچه در شکل نمایش داده می شود اعمال کنیم در مدار جریانی برقرار می شود و چنانچه جهت ولتاژ اعمال شده را تغییر دهیم جریانی از مدار عبور نخواهد کرد (چرا؟).

این پیوند نیمه هادی عملکرد ساده یک دیود را مدل می کند. همانطور که می دانید یکی از کاربردهای دیود یکسوسازی جریان های متناوب می باشد. از آنجایی که در محل اتصال نیمه هادی نوع N به P معمولآ یک خازن تشکیل می شود پاسخ فرکانسی یک پیوند PN کاملآ به کیفیت ساخت و اندازه خازن پیوند بستگی دارد. به همین دلیل اولین دیودهای ساخته شده توانایی کار در فرکانسهای رادیویی - مثلآ برای آشکار سازی - را نداشتند.

معمولآ برای کاهش این خازن ناخاسته، سطح پیوند را کاهش داده و آنرا به حد یک نقطه می رسانند.

گفتیم که اگر به یک پیوند PN ولتاژ با پلاریته موافق متصل کنیم جریان از این پیوند عبور کرده و اگر ولتاژ را معکوس کنیم در مقابل عبور جریان از خود مقاومت نشان می دهد. برای درک دقیق نحوه کارکرد یک ترانزیستور باید با نحوه کار دیود آشنا شویم، باید اشاره کنیم که قصد نداریم تا به تفضیل وارد بحث فیزیک الکترونیک شویم و فقط سعی خواهیم کرد با بیان نتایج حاصل از این شاخه علمی ابتدا عملکرد دیود و سپس ترانزیستور را بررسی کنیم.

همانطور که می دانید دیود ها جریان الکتریکی را در یک جهت از خود عبور می دهند و در جهت دیگر در مقابل عبور جریان از خود مقاومت بالایی نشان می دهند. این خاصیت آنها باعث شده بود تا در سالهای اولیه ساخت این وسیله الکترونیکی، به آن دریچه یا Valve هم اطلاق شود.

 

منحنی رفتار یک دیود در هنگام اعمال ولتاژ مثبت

از لحاظ الکتریکی یک دیود هنگامی عبور جریان را از خود ممکن می سازد که شما با برقرار کردن ولتاژ در جهت درست (+ به آند و - به کاتد) آنرا آماده کار کنید. مقدار ولتاژی که باعث میشود تا دیود شروع به هدایت جریان الکتریکی نماید ولتاژ آستانه یا (forward voltage drop) نامیده می شود که چیزی حدود 0.6 تا 0.7 ولت می باشد. به شکل اول توجه کنید که چگونه برای ولتاژهای مثبت - منظور جهت درست می باشد - تا قبل از 0.7 ولت دیود از خود مقاومت نشان می دهد و سپس به یکباره مقاومت خود را از دست می دهد و جریان را از خود عبور می دهد.

اما هنگامی که شما ولتاژ معکوس به دیود متصل می کنید (+ به کاتد و - به آند) جریانی از دیود عبور نمی کند، مگر جریان بسیار کمی که به جریان نشتی یا Leakage معرف است که در حدود چند µA یا حتی کمتر می باشد. این مقدار جریان معمولآ در اغلب مدار های الکترونیکی قابل صرفنظر کردن بوده و تاثیر در رفتار سایر المانهای مدار نمیگذارد. اما نکته مهم آنکه تمام دیود ها یک آستانه برای حداکثر ولتاژ معکوس دارند که اگر ولتاژمعکوس بیش از آن شود دیوید می سوزد و جریان را در جهت معکوس هم عبور می دهد. به این ولتاژ آستانه شکست یا Breakdown گفته می شود.

 

نماد فنی و دو نمونه از انواع دیوید

در دسته بندی اصلی، دیودها را به سه قسمت اصلی تقسیم می کنند، دیودهای سیگنال (Signal) که برای آشکار سازی در رادیو بکار می روند و جریانی در حد میلی آمپر از خود عبور می دهند، دیودهای یکسوکننده (Rectifiers) که برای یکسوسازی جریانهای متناوب بکاربرده می شوند و توانایی عبور جریانهای زیاد را دارند و بالآخره دیود های زنر (Zener) که برای تثبیت ولتاژ از آنها استفاده می شود.

در ادامه بحث نحوه کارکرد یک ترانزیستور لازم است قدری راجع به انواع دیود که در مطلب قبل به آنها اشاره کردیم داشته باشیم.

دیودهای سیگنال

این نوع از انواع دیودها برای پردازش سیگنالهای ضعیف - معمولا" رادیویی - و کم جریان تا حداکثر حدود 100mA کاربرد دارند. معروفترین و پر استفاده ترین آنها که ممکن است با آن آشنا باشید دیود 1N4148 است که از سیلیکون ساخته شده است و ولتاژ شکست مستقیم آن 0.7 ولت است.

 

استفاده از دیود سیگنار در مدار رله برای جلوگیری از

ایجاد ولتاژ های ناخواسته زیاد

اما برخی از دیود های سیگنال از ژرمانیم هم ساخته می شوند، مانند OA90 که ولتاژ شکست مستقیم پایینتری دارد، حدود 0.2 ولت. به همین دلیل از این نوع دیود بیشتر برای آشکار سازی امواج مدوله شده رادیویی استفاده می شود.

بصورت یک قانون کلی هنگامی که ولتاژ شکست مستقیم دیوید خیلی مهم نباشد، از دیودهای سیلیکون استفاده می شود. دلیل آن مقاومت بهتر آنها در مقابل حرارت محیط یا حرارت هنگام لحیم کاری و نیز مقاومت الکتریکی کمتر در ولتاژ مستقیم است. همچنین دیود های سیلیکونی سیگنال معمولا" در ولتاژ معکوس جریان نشتی بسیار کمتری نسبت به نوع ژرمانیم دارند.

از کاربرد دیگری که برای دیودهای سیگنال وجود دارد می توان به استفاده از آنها برای حفاظت مدار هنگامی که رله در یک مدار الکترونیکی قرار دارد نام برد. هنگامی که رله خاموش می شود تغییر جریان در سیم پیچ آن میتواند در دوسر آن ولتاژ بسیار زیادی القا کند که قرار دادن یک دیود در جهت مناسب میتواند این ولتاژ را خنثی کند. به شکل اول توجه کنید.

فناوری bluetooth

درود بر عزیزان و کاربران محترم این وبلاگ

  • فناوریbluetooth